تبليغاتX
جزیره ی تنهایی --- Island Alone

جزیره ی تنهایی --- Island Alone
به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا كه ترك بر دارد ، چینی نازك تنهایی من

علی خطیبی

من علی خطیبی متولد 19 آذرماه 1369 هستم و در محله نارمک تهران زندگی می کنم . دیپلم ریاضی دارم و پیش دانشگاهی هنر (به صورت غیر حضوری). وبلاگ جزیره تنهایی در تاریخ 17 آذرماه 1384 راه اندازی شد تا در موضوعات فرهنگی ، ورزشی ، هنری (بیشتر : سینما) و اجتماعی فعالیت داشته باشد.
از شما تقاضا دارم که با نظرات ارزشمندتان ، من را در جهت ارتقای سطح وبلاگ یاری کنید.
ضمنا با عضویت در خبرنامه ، می توانید از جدیدترین پست های وبلاگ آگاه شوید.
توضیح : در سمت راست ، لینک های بخش پیوندهای روزانه ، مطالبی هستند که به قلم من در دیگر سایت ها و وبلاگ ها به نمایش درآمده است. پروفایل وبلاگ نیز در آنجا قرار دارد.
در سمت چپ ، لینک های بخش پیوندها ، شامل دوستان من در دنیای وبلاگستان فارسی و سایت آنان که دوستشان دارم است. به آنها هم سر بزنید. وبلاگ ها و سایتهای دوست داشتنی دارند.

:: MLAS :: ام لاس





Powered by WebGozar

» فروردین 1389
» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» مرداد 1386
» تیر 1386
» خرداد 1386
» اردیبهشت 1386
» فروردین 1386
» اسفند 1385
» بهمن 1385
» دی 1385
» آذر 1385
» آبان 1385
» مهر 1385
» شهریور 1385
» مرداد 1385
» تیر 1385
» خرداد 1385
» فروردین 1385
» اسفند 1384
» بهمن 1384
» دی 1384
» آذر 1384
» دانلود شماره دوم مجله چند رسانه ای
» دانلود شماره نخست مجله چند رسانه ای
» مصاحبه اختصاصی با فربد تجویدی
» سومین مطلب من در سایت سینمای ما
» هنرستان کمال الملک تهران (تجریش)
» دومین مطلب من در سایت سینمای ما
» نخستین مطلب من در سایت سینمای ما
» پروفایل وبلاگ جزیره تنهایی
» وبلاگ محله نارمک
» دبيرستان غيرانتفاعي پسرانه سبحان
» توجه ------- توجه :
» توضیح :
» پاسخ شهاب حسینی به شایعات :
» سینما ، سیما و فوتبال :
» قطار ابدی :
» فرش قرمز :
» بازیگران بی دفاع !!!
» درگذشت خالق " خانه سبز " :
» کریمی متشکریم :
» کرانچار ، روی خط شانس :

زندگینامه اندی : یکشنبه سی ام بهمن 1384

در روز 21 آوريل 1985 يا اول ارديبهشت 1338 پسری در مجيديه تهران به دنيا آمد . پسری ارمنی در خانواده ای  دوست داشتنی . خانواه ای با 3 خواهر و 4  برادر . نام اصلی او آندرانيك مدديان بود از همان بچگی نبوغ موسيقی در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود روزها گذشت و او در خانواده ای دوست داشتنی و علاقه مند به موسيقی رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد . مانند پدر علاقمند به موسيقی بود و براي خودش رويای زيبايی ساخته بود . بالاخره هم به آرزويش رسيد . اولين گيتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت . به گفته خودش صداهای عجيب و غريب از آن در می آمد .  پسر خاله های او يك گروه موسيقی تشكيل داده بودند .  و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاری كنند . او در آن گروه شروع به گيتارزدن كرد . در بعضی وقتها هم قطعاتی به زبان انگليسی اجرا ميكرد  آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتی را در محضر شاه اجرا كرد .  روزها گذشت و او تصميم گرفت برای ادامه تحصيل به آمريكا برود . و وارد كالج موسيقی شد . رشته ای كه آرزويش را داشت .  كم كم كارش را شروع كرد و  اولين جايی كه كارش را شروع كرد كاواره تهران لس آنجلس بود . از فردی كه در زندگی او تآثير زيادی گذاشت و در حقيقت راه را برای او باز كرد  و دستش را گرفت ميتوان شهرام شب پره را نام برد . او استعداد آندرانيك را  ديده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صدای دوم برای او بخواند . به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترين دوران زندگيش بود . تا حدی كه فقط  برای يك وعده غذا پول داشت . ولی هر چه بود گذشت او همه چيز را تحمل كرد . روزی به او گفتند يك خواننده ای هست كه سبكش به كار تو خيلی می خورد . می توانيد يك گروه موسيقی خوب دو نفره تشكيل دهيد . او كوروس بود كه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند . به كوروس هم همين را گفته بودند . و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكی از پر طرفدارترين و جنجالی ترين گروه موسيقی دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند . اولين آلبومی كه از اين دو به جا مانده خواستگاری بود . با شعری زيبا و قوی از ژاكلين ويگن به نام خواستگاری . كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند . اين اولين كار آنها با ژاكلين بود كه با استقبالی بی نظير روبه رو شد . در يكی از كنسرت های آنها دختری بود كه آندرانيك را خيلی دوست داشت و شب كنسرت او را اندی صدا زد كه اين شد ديگر همه او را با  نام اندی صدا ميزدند دومين آلبوم آنها پرواز بود . و باز هم با شعرهای زيبای ژاكلين آهنگ چی میشد  ,تپلی, ما همه ايرانی هستيم به قدری گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود . آهنگ ما همه ايرانی هستيم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا ميشود . در اين آلبوم اندی و كوروس با فردی آشنا شدند كه در زندگی هنری آن دو و به خصوص اندی تآثير فراوانی گذاشت . او عليرضا امير قاسمی بود . و به قول خود اندی : علی گوش سوم من هست . و مانند يك برادرهمراه اندی بود . و او را در انتخاب آهنگ كمك می كرد . ويدئوی زيبای چی ميشد هنوز هم در خاطره ها هست . به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سروصدای اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد . وآنها كنسرتی برای طرفداران اجرا كردند . تمام بليطها فروخته شده بود . وسالن ديگه گنجايش نداشت . عده فراوانی پشت درهای بسته مانده بودند . هفته آينده اندی و كوروس برای بچه ها و تمام كسانی كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجانی اجرا كردند . و با مردم سرود ما همه ايرانی هستيم سر دادند . بعد از اجرای موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند . بلا . كه جهشی فوق العاده در كار آن دو بود . با ,بلا ,تو ,نگاه ,  كه آهنگ انگليسی اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودی  قرار دادند . موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود . و كنسرتها با  استقبال زيادی مواجه می شد در اينجا بهتر است داستانی برايتان از حضور اندی و كوروس در بين مردم تعريف كنم . يكی از طرفداران اين دو دختری حدوداْ 14 ساله بود . كه بيماری سرطان داشت . و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود . وقتی اندی و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند . به گفته خود آن دختر آن روز آنقدر اندی و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودی روحيه خودم را به دست آوردم . و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد . و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكی هست واندی در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگی اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند . بعد از آلبوم بلا اندی و كوروس احساس كردند كه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنری خود ادامه بدهند  و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومی به نام خداحافظ . آخرين آلبوم با نام و همكاری اندی&كوروس . در اين آلبوم با شاعری آشنا شدند كه باز هم در زندگی هنری اندی و كوروس و مخصوصآ اندی تآثير به سزايی گذاشت. پاكسما زكی پور. اين شاعر استثنايی و جوان با آن شعرهای زيبا وقوی در محبوبيت اندی صددرصد تآثير به سزا گذاشته است. اين شاعر هنوز كه هنوز با اندی همكاری می كند وجزو دوستان صميمی اندی است . پاكسيما شروع كار هنری خود را با اندی آغازكرد آلبوم خداحافظ با آهنگهای دخترآتيشپاره ,آمنه ,ياسمن ,عشق مسموم ,بازهم جزو پر فروش ترين آلبومها شد . بعد از فروش اين آلبوم و اجرای كنسرتها اندی و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند . در آن زمان از هر كسی پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايی اين دو چيست : همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم .حيف است كه از هم جدا شوند  شايعاتی هم  ورد زبانها افتاد. ولی اندی وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلی با هم ندارند و فقط از نظر كاری با هم اختلاف عقيده دارند . در نهايت اندی و كوروس اين گروه محبوب و جنجالی از هم جدا شدند . و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد . بعد از جدايی هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند  به جرات ميتوان گفت : اندی گوی سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولی اندی تمام زندگيش را روی كار هنری خود گذاشت. بعد از جدايی آنها اندی  اولين آلبوم خود را بعد از جدايی از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد. آلبوم بيقرار. كه به نظر من كه تمام كارهاي اندی رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگی اندی بود. كه يك شبه ره صد ساله را طی كرد . در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكی از يكی قشنگ تر بود . و به گفته  خود اندی : بيقرار قصه زندگی من است . قصه روزهای پر عطش عشق و شبهای سرد  تنهايی . قصه تلخيها و شيرينيهای زندگی . قصه پيروزيها و ناكاميهای من در عشق و اميدی براي فردايی روشن و عشقی واقعی هنوزم بيقرارم ..........  اندی روی اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد . آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد . آهنگ زيبا و عاشقانه  شبگرد,انتظار,قصر كاغذی ,اگه عشق همينه ,دخترايرونی ,شيطنت . كنسرت اندی برای آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد . وجای خالی آن شب پيدا نميشد . وعده ای هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند . در اين آلبوم فرخ آهی هم يار هميشگی اندی بود . وبه او كمك فراوانی كرد . و اندی اين آلبوم و تمام آلبومهای خود رادر استوديو فرخ آهی ضبط ميكند . در اين آلبوم بود كه مردم با دختری آشنا شدند كه هميشه با اندی بود واندی از او به عنوان صدای دوم استفاده ميكرد.او شينی ريگرز بود . دختری امريكايی و علا قه مند به فرهنگ ايرانی و زبان فارسی . شينی در حال حاضر خود خواننده شده ولی هر چه دارد از اندی است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندی هم در جايی اعلام كرد شينی دوست دختر اوست.اندی همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون گروهم هيچ هستم . فروتنی هميشگی ايرانيها. بعد از موفقيت بی سابقه اين آلبوم اندی آلبوم ليلی را وارد بازار باز هم از شركت كلتكس كه با چند هنرمند ديگر هم همكاری  كرد . بيژن مرتضوی ,حسن شماعی زاده وغيره  با آن عبارت زيبا در اول آهنگ  ليلی :هر كس در زندگي يك ليلی دارد و اين ليلی من است . تمام اينها نشان ميدهد اندی در تمام اين سالها عاشق بوده . عاشق چه كسی اين را هيچ كس نميداند . در كنار اندی عليرضا امير قاسمی هم برای او ويدئو های زيبا می ساخت بعد از اين آلبوم اندی آلبوم تنهايی را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد . شعرها از پاكسيما ويدئو از كوجی زادوری و امير قاسمی , ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را ياری ميدهند . آهنگ زيبای تنهايی ,چشمای ناز ,جاده های احساس ,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری اين  آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسری كه ميخواست با دختری دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند . دخترها برای كنسرتهای اندی سرو دست می شكوندند. و به قول اندی كه تكه كلام هميشگی اوست : خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهای اندی همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تری ميخواهد هم پول بيشتری . در آلبوم تنهايی اندی يك آهنگ را بازسازی كرد كه آن را برای مادرش ساخته بود . زمانی كه مادرش ايران بوده و اندی امريكا مادرش دچارعارضه مغزی ميشود و اندی در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسد و آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند . خوشختانه حال مادرش خوب ميشود و بعدها مادرش عازم امريكا ميشود و تمام كارهای اندی را دنبال ميكند . تمام مصاحبه ها را  زنده نگاه ميكند . اندی هفته ای 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد. بعداز آلبوم تنهايی اندی آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد. آلبومی عاشقانه از كمپانی ترانه. شعرها طبق معمول از پاكسيما و آهنگها از اندی ,منوچهر چشم آذر .توحيد . در اين آلبوم اندی از شاعرهای جوان هم استفاده كرد . گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است . كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندی يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت. و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا برای او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه  پاكسيما روی جلد كادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمدروی آن آهنگ گذاشت آهنگ من و تو به قدری گل كرد كه اندي مجبور شد درسالن زيبای پلس لس آنجلس كنسرت بزرگی اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتند . وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه, كوجی زادوری , و اكثرخبرنگارها   حضور داشتند و موفقيت اندی را تبريك گفتند . كوجی و امير قاسمی ويدئو های اين آلبوم را تهيه كردند  . به خصوص ويدئوی سر سپرده  در اين بين بايد گويم اندی جزو تيم فوتبال خوتنندگان لس آنجلس هم هست . و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادی بازی كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدی اندی رسيد . جاده ابريشم . اندی خود راجع به اين آلبوم حرفهای زيادی زده . آهنگها از خود اندی با همكاری حسن شماعی زاده , منوچهر چشم آذر ,توحيد ,فريبرز  حاج نبی. و شعرها اكثرا از پاكسيما . آهنگ شب من به گفته خود اندی در بدترين شرايط روحی او اجرا شد . دوست دختر او برای بار دوم او را رها كرد و اندی در بدترين شرايط روحی اين آهنگ را ضبط كرد . اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودی پرنسس و سرباز در قسمتی از فيلم گذاشته  شد . اندی خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد  آهنگ فوق الاده توكه رفتی به قدری سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار می كردند.آهنگ انگليسی اين آلبوم را شينی شعرش را گفت و اندی آهنگ آن را ساخت . اندی يك آهنگ ارمنی هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه های منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال برای اندی نوار فرستاده بودند كه اندی زودتر آلبوم بعدی را به بازار بدهد . اندی در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت. اين آلبوم نشان ميدهد كه اندی سال عاشقانه و سختی را پشت سر گذاشته. چون به گفته خودش او به پاكسيما  ميگه : من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چی خوبه ما با هميم آهنگی برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد . اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهای اندی به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگری به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم . بعداز اين آلبوم اندی يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نون ه. كه بازسازی آهنگ زيبای چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمنی . بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد . كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپانی آونگ ويك كمپانی امريكايی .اندی يواش يواش خود را وارد ماكت امريكايی می كند . خودش می گويد : اين آلبوم جای خاصی را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را وقلب من گذاشت . و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندی معرفی كردند آهنگها يكی از ديگری قشنگ تر بود.آهنگ عربی با صدای اندی و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد. كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم  آهنگش را با هم ساخته بودند . آهنگ ريحان كه خيلی گل كرد با شعر پاكسيما و آهنگ اندی . آهنگ زيباي رويا.آهنگ تو  نباشی . آهنگ انگليسی كه شعرش را شينی گفت و اندی آهنگش را ساخت . يك آهنگ هندی با یک دختر هندی. بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه های امريكا از اندی به عنوان الويس ايران نام بردند . وبه او لقب الويس دادند . بعد از اين آلبوم محبوبيت اندی در جامعه امريكايی چند برابر شد . با گروهای بزرگی در سالنهای مجلل كنسرت گذاشت . با گروه آلابينا در سالن زيبای گريك تيآتر كنسرت گذاشت . به تنهایی  6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبی فراموش نشدنی برای همه بود . به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاری در تاور ركوردز گلندل محله ارمنی نشين كاليفرنيا اجرا كرد . و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت همكاری آنها از اين به بعد آغاز شد . از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماكت امريكايی كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنيای معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده . با شعر پاكسيما يار هميشگی اندی آهنگ تو نباشی به گفته خود اندی غم انگيز ترين صدای نی در ارمنستان هست. اندی برای سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد . استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندی آغاز كرد. اندی با مهارت خاصی به زبان انگليسی موسيقی ايران را به امريكایی ها معرفی كرد به طوری كه فوق الاده اندی رو دوست دارند . اندی تبديل به يك خواننده بين المللی شد . مصاحبه ها در سی ان ان ,ان بی سی ,سی  بی اس, و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرد او حالا به آ رزوی ديرينه خود رسيده . با روزی 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او اين موفقيت دور از دسترس نبود. بعد از اين موفقيت او با خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد . كه قرار بود توری بزرگ ترتيب دهند برای اجرای كنسرت در سالن زيبای گريك تيآتر. ولی اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتی كه برای اين برنامه كشيده شده بود اندی اين برنامه را لغو كرد. اندی اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايی هست و  به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شينی ميهمان افتخاری تمام كنسرتهای اندی است و همراه او برنامه اجرا ميكند . اندی در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاری پاكسيما ,حميد , و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهای او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او  همكاري كنند . كه واقعا اندی در اين آلبوم برای پاكسيما سنگ تمام گذاشت آلبومی به نام ياران . با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصوير كه با شعرهای فوق الاده پاكسيما توسط اندی اجرا شد. لبوم آخر اندی خلوت من نام گرفت. اندی در مصاحبه ای اعلام كرد : من دوست دارم مردم بدانند درخلوت من چه ميگذرد. اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهای اندی قرارگرفت .از كمپاني آونگ و يك كمپاني امريكایی .اندی در اين آلبوم نشان داد هنوز هم شور عشق در او هست. آهنگ چه خوشگل شدی به قدری بين مردم طرفدار پيدا كرد كه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد. آهنگ التهاب ,از ياد من  نرفته ,4  نوع ميكس آهنگ ريحان ,آهنگ تغيير داده شده تپلی به زبان ارمنی  به نام مارال ,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولی به نام بايلا, ودر نهايت آهنگی متفاوت با سبك كار اندی به نام برو . من خودم به عنوان طرفدار اندی اين سبك را تا به حال در كار او نشنيده بودم.تمام كارهای او نشان ميدهد كه همه چی خوب است من با دوست دخترم خوبم و مشكلی نداريم ولی هيچ وقت آهنگهای اندی نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد: برو ديگه نميخوامت اون هم خواننده ای مثل اندی . البته در ويدئوی اين آهنگ ريشه هايی از سياسی بودن نشان ميدهد .اما اندی هميشه خود را از سياست جدا كرده. آهنگ زيبای شقايق ,عشق و ايثار,تمام شعرها از پاكسيما و آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........ بعد از اين آلبوم اندی همراه با شينی و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدنی در سالن بزرگ و زيبای گريك تيآتر اجرا كردند.اندی در اين كنسرت  پر نشاط تر و پر انرژی تر از قبل برای مردم برنامه اجرا كرد. زندگی عاشقانه اندی با حضور دوست دختر زيبای او سپری ميشود.او هنوز هم عاشق است. او بار ديگر كنسرت ديگری با اميد در پارك  ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بی نظير مردم روبه رو شد. اندی هميشه براي جوانها نصيحتی داشته : دوری از مواد مخدر,احترام به بزرگتره ا, درس خواندن , وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته : با اونی كه دوستش دارين تا آخر بمونيد . به هم وفادار باشين . اندی احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده : صبح كه از خواب بلند ميشوی احساس ميكنی دنيا مال تو هست. دوست داری با كسی كه دوستش داری بری پارك , پيكنيك , به خاطر اون دختری كه دوستش داری حاضری همه دنيا رو به اون ببخشی . و شب كه ميخوای بخوابی خوشحال از اين احساسی كه دادی و گرفتی . اندی هميشه اززندگيش راضی بوده و هست. و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند. اندی با خواننده های ديگر كشورمان هم كنسرت گذاشته . مثل ابی,شهرام كاشانی, کامبیز..............و كمك به خيلی ها كرده در اين راه تا آنها  هم وارد دنيای هنر شوند. مثل شينی , کامبیز, مهران .


شبهای برره . یکشنبه سی ام بهمن 1384

 
 
The Official WebSite of MEHRAN MODIRI an iranian director & Actor | سایت اختصاصی مهران مدیری ، کارگردان و بازیگر
 
 
« شبهای برره »
يکشنبه 25 دی 84
زنان و مردان نام هشتاد و چهارومين قسمت مجموعه طنز شبهای برره است که امروز تصوير برداری شد و به نويسندگی سروش صحت در دو قسمت پخش خواهد شد . مجموعه شبهای برره تا هفتم بهمن ماه ادمه خواهد داشت و به خاطر فرا رسيدن ايام محرم به مدت بيست و پنچ روز برنامه پخش نخواهد شد . اين مجموعه نود شبی مثل باقی مجموعه های که از اين گروه پخش شده بيش از نود قسمت خواهد بود حدود يکصدو چهل قسمت که تا پانزدهم فروردين ماه سال هشتاد و پنج ادامه خواهد داشت .

 
Best View With 1024x768 Display Resolution and IE 5 or Higher.
Go to Admin WebSite | برو به صفحه مدیر سایت Webstats4U - Free web site statistics
 

اخبار شنبه بیست و نهم بهمن 1384

وب سایت رسمی اندی با یک طراحی واقعا" شگفت انگیز و جدید باز سازی شده که عینا" همانند خود اندی جون و هواداران گلش قشنگه !! دوستان در صورتی در صفحه جدید طراحی قبلی سایت را مشاهده نمودید بر روی سایت دکمه های Ctrl + F5 را فشار دهید تا سایت دوباره از نو اپدیت بشه و طراحی جدید را مشاهده نمایید .

اندی 

وب سایت رسمی اندی                 ANDY OFFICIAL SITE

----------------------------------------------------------------------

آلبوم جدید اندی که قراره ۱ مارس به بازار عرضه بشه با اسم 

CITY OF ANGELS

شهر فرشته ها  

به بازار عرضه می شه حتما" یه آلبومه توپه توپه * یعنی تاریخ ۱۰ اسفند ماه *


گزارش مصور روزنامه جمهوري اسلامي از پارتي خياباني افراد لاابالي در تهران دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384




بخش خبري : در شام غريبان اباعبدالله الحسين (ع ) كه ميليونها ايراني سياهپوش در ماتم سيدالشهدا(ع ) و مظلوميت حضرت زينب (س ) و اهل بيت امام حسين (ع ) و شهداي كربلا به سوگواري و عزاداري پرداختند , جمعي از دختران و پسران لاابالي در ميدان محسني و خيابان ميرداماد تهران تجمع كردند و با روشن كردن شمع , سوت و كف زده و هلهله سردادند.
در اين مراسم مبتذل كه شبيه يك پارتي بزرگ خياباني بود , دختران و زنان بدحجاب و بي حجاب با لباسهاي مستهجن و چسبان و روسري هاي توري و پسران لاابالي با تيپ هاي غربي در غروب عاشورا و شام غريبان حسيني به وقيح ترين وضع , اعتقادات و مقدسات مسلمانان را مورد تمسخر و توهين قرار دادند.
نيروي انتظامي به جاي برخورد با اين برنامه مختلط دختران و پسران معلوم الحال از ساعت 18 غروب روز عاشورا , خيابان ميرداماد از حدفاصل بزرگراه مدرس تا خيابان شريعتي و چهار خيابان ديگر منتهي به ميدان محسني را بسته بود. اين اقدام , زمينه را براي يكه تازي عده اي از اراذل و اوباش در اين منطقه فراهم ساخت .
حدود ساعت 19 قريب به 500 دختر و پسر كه در ميدان محسني تجمع كرده بودند , از طريق تلفن همراه با دوستان خود ارتباط برقرار كرده و به تدريج , بر شمار تجمع كنندگان افزوده شد.


دختران و پسران جوان بدون توجه به مراسمي كه در ضلع شرقي ميدان محسني از طرف گروهي با عنوان « هيات مكتب الشهدا » برگزار شده بود , در خيابان اطراف ميدان محسني به صورت جمع هاي سه , چهار نفري گردهم آمده و مشغول گفتگو كردن و خنديدن بودند.
جوانان لاابالي در سوپرماركتهاي خيابانهاي اطراف ميدان محسني خصوصا خيابان بهروز , همديگر را به نوشيدني , چيس , پفك و بستني دعوت مي كردند.
روسري برخي زنان و دختران آرايش كرده كه بعضا توري نازكي به صورت آزاد بر سر داشتند به دفعات مي افتاد و پس از گذشت دقايقي دوباره آنرا به سر مي گذاشتند. اكثر اين زنان از جمله زنان خياباني و مانكن ها بودند كه در پارتي و جمع هاي ناسالم به خودنمايي مي پردازند.
برخي پسران بلند گيسو نيز علنا و به صورت آشكار دختران را در آغوش گرفته و صحنه هاي زشت و غيراخلاقي به وجود آوردند.


 


موسيقي تند و محرك گروه نمايشي به بهانه اجراي تعزيه در ميدان محسني به حركت درآمد , بر تحرك پارتي خياباني دختران و پسران افزود. خصوصا حركت اين گروه در ميان جمعيت فشرده ميدان محسني وضعيت زننده اي از برخورد دختران و پسران به وجود آورد.
پس از اجراي اين نمايش چند دختر بي حجاب كه روسري هاي آنها افتاده بود , به خاطر اختلاف در مورد دوست پسر خود با هم درگير شدند كه با پا در مياني برخي پسران (!) اين درگيري خاتمه يافت .
حدود ساعت 21 سردار طلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران در اين مراسم حاضر شد اما دختران و پسران لاابالي درحاليكه هلهله سر مي دادند با سوت و كف و شعار « طلايي دوستت داريم » به دنبال وي راه افتادند و دور ميدان محسني گشتند و او را هو كردند.
حدود ساعت 22 تعدادي از ماشين هاي نيروي انتظامي با استقرار در ميدان محسني , از طريق بلندگو خواستار ترك تجمع كنندگان در اين منطقه شدند. فرمانده ميدان از طريق بلندگو گفت : انشاالله عزاداريهايتان قبول باشد! عزاداري (!) خود را خراب نكنيد و متفرق شويد. وي در مورد اينكه به كدام عزاداري اشاره مي كند , توضيحي نداد.


 


تجمع كنندگان در پاسخ به هشدار نيروي انتظامي , هو كشيدند و همچنان ميدان محسني و خيابانهاي اطراف را مسدود نگه داشتند.
پس از اين هشدار حداقل صداي 20 ترقه در اين منطقه به گوش رسيد كه از اولين انفجار دختران و پسران درحاليكه با دستان خود آسمان را نشان مي دادند به بالا و پائين مي پريدند و هورا مي كشيدند.
تجمع كنندگان از صداهاي انفجار نارنجكهاي صوتي به شوق آمده و هيچ واكنشي نشان نمي دادند. پس از گذشت دقايقي همين افراد شلوغ مي كردند تا دوباره نارنجك صوتي منفجر شود.
سرانجام ساعت آخر يكشنبه به دليل بي تفاوتي نيروي انتظامي در توهين به اعتقادات مردم در شام غريبان حسيني , جمعي از جوانان متدين و حزب اللهي براساس تكليف شرعي , اين تجمع آلوده به فساد را جمع كردند و با محركان آن برخورد نمودند. متاسفانه برخي ماموران نيروي انتظامي به جاي برخورد با عناصر مزاحم و فرصت طلب كه باورهاي مردم را به مسخره گرفته و امنيت و آسايش مردم را سلب كرده بودند , چند نفر از اين جوانان متدين را بازداشت كردند , اما با وساطت مردم و خانواده ها و شهادت دادن آنها , آزاد شدند.


سپس از متفرق شدن تجمع كنندگان در ميدان محسني , دختران و پسران جوان در خيابانهاي اطراف و مناطق همجوار به عربده كشي پرداختند كه درگيريهاي پراكنده اي نيز در اين خيابانها رخ داد.
پس از اين مراسم , ترافيك سنگيني كه از غروب در اين منطقه به خاطر بستن طولاني حداقل شش خيابان به وجود آمده بود تا دقايقي از بامداد به طول انجاميد. اين ترافيك در روزهاي تعطيل و اين ساعت از شب بي سابقه بود.
در حاشيه ...
ميدان محسني سابقه بسيار بد و آلوده اي از مراسم روشن كردن شمع و تجمع دارد. سال گذشته در همين مكان دسته زنجيرزني دختران راه افتاد كه با اعتراضات گسترده اي مواجه شد . پس از حادثه 20 شهريور 1380 (11 سپتامبر آمريكا) نيز گروهي از همين تيپ دختران و پسران به دعوت حزب ايران پاك در ميدان محسني تجمع كرده و با روشن كردن شمع با آمريكائي ها همدردي نمودند!


در مراسم پريشب نيز دختران و پسران لاابالي درحاليكه قهقهه سر مي دادند به بهانه شام غريبان , شمع روشن كردند. عده اي از دختران به صورت زننده اي روي زمين ولو شده بودند و تعدادي ديگر از دختران و پسران در تاريكي اطراف ميدان و خيابانها در نور كم شمع , خلوت كرده بودند!
تعداد كمي خانواده نيز واقعا براي شركت در مراسم شام غريبان و روشن كردن شمع به ياد مظلوميت اهل بيت امام حسين (ع ) آمده بودند اما فضاي آلوده اين مكان و سواستفاده اين افراد بي بندوبار مانع عزاداري آنها شد.
تعدادي از همين جوانان لاابالي مي گفتند عزاداري واقعا بايد اينگونه باشد كه جوانان بيايند! عزاداري بايد شاد باشد!
مجري اين مراسم , متاسفانه يكي از بازيگران صدا و سيما بود و انتظامات آنرا جواناني با تيپ هاي غربي كه بي سيم و چفيه داشتند , عهده دار بودند!
در نزديكي اين مراسم , در حسينيه ارشاد نيز هاشم آغاجري كه به اتهام اهانت به پيامبر اسلام (ص ) و مقدسات اسلامي در همدان به اعدام محكوم شده بود به دعوت تندروهاي دفتر تحكيم وحدت پيرامون شخصيت حضرت زينب (س ) سخنراني كرد. در شبهاي قبل اين مراسم , حسن يوسفي اشكوري و محسن كديور سخنراني كردند.
پائين تر از حسينيه ارشاد حدود ساعت 24 تعدادي از دختران و پسران جوان در مقابل فرهنگسراي ارسباران (هنر) مشغول روشن كردن شمع بودند.
اين گونه اقدامات , بدعتهاي خطرناكي است كه در مراسم معنوي و اصيل عزاداري حسيني وارد شده كه متاسفانه متوليان فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و همچنين امنيت عمومي مردم نسبت به اين بدعتها راه بي تفاوتي برگزيده اند.
اين حادثه مصيبت بار و نمايش ابتذال كه متاسفانه در شام غريبان حسيني در ام القراي اسلامي رخ داد , نتيجه بي تدبيري نيروي انتظامي در برخورد با عناصر بي بندوبار و فاسد بود. سابقه ميدان محسني براي اينگونه مراسم روشن است چرا بايد اجازه داد اعتقادات و مقدسات مردم به استهزا و توهين گرفته شود و بعد براي برخورد با آن متوسل به ابزارهاي نظامي شد.
از مراسم مبتذل خيابان ميرداماد در شب شام غريبان , تعدادي عكاس و فيلمبرداري حرفه اي براي رسانه هاي غربي عكس و فيلم تهيه مي كردند. آنها رسما به زبان مي آوردند كه ما براي « دلار » كار مي كنيم .
در عصر عاشورا شبكه تلويزيوني « بي . بي . سي » به جاي پخش گزارشي از عزاداري حسيني به عنوان مهم ترين رويداد روزهاي اخير ايران , اقدام به پخش گزارشي درباره وضعيت همجنس بازان در ايران و تحت فشار قرار داشتن آنها كرد!


ولنتاین جمعه بیست و یکم بهمن 1384

روز ولنتاین شاید روزی ولنتاین شد که رومی ها در 15 فوریه هر سال جشن "لوپرکالیا" “Lupercalia” را برگزار میکردند.

Þåæå ÚÔÞ!

 

آنها عقیده داشتند الهه لوپرکالیا، گله های چوپانان را از شر گرگان گرسنه حفظ میکند. در مراسمی که برای بزرگداشت این الهه برگزار می کردند، دختران رومی نام خود را روی برگه ای می نوشتند و در جعبه مخصوص می انداختند، پسران از داخل جعبه، اسمی بیرون می کشیدند و برای یکسال با آن دختر دوست می ماندند. این دوستی معمولا به ازدواج منجر می شد.

پس از رواج مسیحیت، این آیین خرافاتی به مراسم روز "سنت ولنتاین" تغییر نام داد، اما همچنان قرعه کشی اسم ادامه داشت.

 

در تاریخ، هفت مرد با نام سنت ولنتاین وجود دارند.یکی از آنها، قدیسی است که در قرن سوم میلادی و زمان پادشاهی کلادیوس دوم زندگی می کرده است. وقتی کلادیوس تصمیم گرفت سپاهی عظیم تشکیل دهد، عده ای از مردان ترجیح دادند در کنار خانواده خود باشند و از دعوت کلادیوس برای پیوستن به سپاه استقبال نکردند. این موضوع کلادیوس را به خشم آورد به نحوی که ازدواج را ممنوع کرد و با باطل اعلام کردن نامزدی ها، قصد داشت دلبستگی مردان به خانواده هایشان را کم کند. سنت ولنتاین، اما، با این اقدام مخالف بود و آن را غیر منصفانه می دانست، به همین دلیل مخفیانه، دختران و پسران را به عقد هم در می آورد. کلادیوس هتگامی که از این موضوع با خبر شد، دستور قتل ولنتاین را صادر کرد. به این ترتیب سنت ولنتاین روز 14فوریه اعدام شد و دوست دارانش جسدش را در باغ کلیسایی در شهر رم به خاک سپردند.

 

در روایتی دیگر سنت ولنتاین که به خاطر کمک به مسیحیان، به زندان افتاده بود، در آنجا، عاشق دختر زندانبان میشود. کلادیوس دستور اعدام او را در 14 فوریه سال 269 میلادی صادر می کند. سنت ولنتاین، پیش از اعدام شدن، نامه ای عاشقانه برای دختر زندانبان می نویسد، با این امضا : از طرف ولنتاین تو.

                       

به گواهی کتاب تاریخ تمدن( اثر ویل آریل دورانت)، سنت ولنتاین حامی عشاق بوده است، بطوریکه در سال 496، گلاسیوس، پاپ اعظم، 14 فوریه یعنی روز اعدام شدن سنت ولنتاین را روز عشاق تعیین کرد و نام آن را ولنتاین گذاشت روزی که پیغام های عاشقان رد وبدل میشود.

 
ولنتاین 1

سنت ها و اعتقادهای قدیمی:

در اروپا 14 فوریه را روز جفت گیری پرندگان می دانند. در انگلستان تعدادی از کودکان با پوشیدن لباس بزرگ تر ها از خانه ای به خانه می رفتند و شعری در ستایش سنت ولنتاین می خواندند.

در ولز مرسوم ترین هدیه روز ولنتاین، قاشق هایی با نقش قلب، قفل، و کلید بود. هدیه ای با این معنی: تو قلب مرا گشوده ای.

در فرانسه، پسران اسم معشوقه خود را روی بازوی لباسشان می نوشتندتا به همه بگویند: از حس من آگاه شوید! در بعضی دیگر از کشور های اروپایی، دختران جوان لباسهایی را که در روز ولنتاین از پسران هدیه گرفته بودند، نگاه می داشتند که این به معنی پاسخ مثبت به در خواست ازدواج بود.

داستان هایی هم درباره این روز وجود دارد. اینکه اگر سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج میکند و اگر گنجشک عبورکند، همسرش مرد فقیری میشود و اگر آن پرنده سهره طلایی باشد، آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.


ولنتاین 


سمبل ها و نشانه ها:

نوار و روبان قرمز: به زمانهای قدیم بر می گرده که شوالیه ها هنگامی که عازم جنگ بودند؛ نوار و یا روسری از معشوقه خود دریافت می کردند و آنرا به یادگار با خود میبردند. الهه عشق:یک الهه اسطوره ای است که او را پسر ونوس می دانند و این نام به لاتین به معنای آرزو طلب و درخواست است.پسری کوچک و عریان با دو بال و لبخندی موزیانه و یک تیر و کمان. و هر گاه تیر خود را به سمت قلب کسی نشانه بگیرد او عاشق می شود.

و همچنین گل رز که بی شک مشهورترین گل است و بیان کننده عشق که در بیشتر اوقات به صورت ناشناس فرستاده می شود.

 ولنتاین 2


ولنتاین از نوع چینی!:

در چین افسانه ای خاص وجود دارد که نمادی از عشق است و با روز ولنتاین یکی است، هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی( برابر با 14 فوریه میلادی) به نام "Qi Qiao Jie" نامگذاری شده است. روایات زیادی در مورد این روز وجود دارد. بکی از این روایات مربوط به الهه بهشت و هفت دختر اوست، که برای آبتنی به زمین می آمدند، و در یکی از روزها گله داری به نام "Niu Lang" لباسهای آن ها را بر میدارد.الهه و هفت دختر برای پس گرفتن لباس هایشان تصمیم میگیرند، زیباترین دختر را که کوچکترین هم بود نزد گله دار بفرستد، هنگامی که این یکدیگر را میبینند، عاشق هم میشوند. الهه بهشت به این دو اجازه می دهد، سالی یکبار در هفتمین روز از هفتمین ماه تقویم چینی، یکدیگر را میبینند و در این روز پرنده ای از بال خود پلی می سازد،تا دختر بهشت از آن عبور کند و معشوق خود را ببیند.

 

روز ولنتاین ابتدا فقط در کشور روم رواج داشت اما کم کم به تمام کشور های اروپایی منتقل شد و با برگزاری مراسم در کشور های اروپایی و آمریکایی، می بینیم که این روز جهانی شده است.
ولنتاین 4



کاریکاتور : جمعه بیست و یکم بهمن 1384

 

 

 


شب من .... پنجشنبه بیستم بهمن 1384

چه بی رنگه شب من بد آهنگه شب من

نگاهی آشنا نیست چه دلتنگه شب من

هوا سنگین تن زخمی شب سرد

سکوت شب پر از لالایی درد

تو رفتی و من از دنیا بریدم

به کنج سایه های شب خزیدم

برام هر گوشه از تو یادگاره

تو ذهنم از تو صدها یادگاره

از اون روزای خوبه آشنایی

چه موند با من به جز درد جدایی

منو تو با پای خسته سوی روشنی دویدیم

بی دریغ از کوشش ما که به آخر نرسیدیم

منو با دلواپسیهام توو یه نیم نگاه گذاشتی

واسه این شب زده افسوس دیگه احساسی نداشتی

بذار تا از دو چشمام اشک بباره

شکستم من برات فرقی نداره

گناه توست که بر این حال و روزی

بسوز ای دل سزاواری بسوزی.......

 

 


یه بوسه کوچولو ( بهمن فرمان آرا ) : یکشنبه نهم بهمن 1384

يک بوس کوچولو» داستان دو پيرمرد نويسنده است که با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند. يکي از آنها

 

 اسماعيل شبلی‌ست که فيلم هم با او آغاز می‌شود؛ هنگامی ‌که در حال نوشتن يک داستان کوتاه است، داستان

 

 کوتاهي به‌نام "نبش قبر" که در آن آقا کمال همراه با شاگردش، جواد، راهي قبرستاني می‌شوند تا انگشت

 

 جنازه‌ي را از زير خاک درآورند و اثرش را پي وصيت‌ نامه‌ي ثبت کنند. اما وقتي آقا کمال داخل قبر می‌رود

 

و در سياهي گم می‌شود، دوست قديمي شبلي، سعدي، زنگ در خانه‌اش را به‌صدا درمی‌آورد. محمدرضا سعدي

 

 که روزگاري بري خودش نويسنده‌ي معروفي بوده و 38 سال دور از اينجا زندگي کرده، حالا برگشته تا در

 

 زادگاه‌ش بميرد...

 

فيلم اگرچه از چند داستان موازي تشکيل شده که با هم تداخل می‌کنند اما درواقع بزرگ‌ترين مشکل‌اش در

 

 همين‌ست که پيرنگ داستاني قوی‌ي ندارد. دقيق ‌ترش اين می‌شود که «يک بوس کوچولو» به سينمي مدرن و

 

 ضد داستاني تعلق دارد که بيش از اينکه به روايت اهميت دهد، به عقايد و نظرات خالق‌اش درباره‌ي مرگ

 

 علاقه دارد. فيلم هم دقيقا از همين نقطه ضربه خورده و اگر ريتم‌ش کند و کش‌دار است به اين خاطر است که

 

 کارگردان تا توانسته فيلم را پر کرده از لحطاتي که شخصيت‌هي اصلي با هم حرف می‌زنند و حرف می‌زنند و

 

 حرف می‌زنند تا نويسنده‌ي فيلم‌نامه بتواند از مرگ بگويد. جدي از مرگ که محور فيلم است و روابط

 

 شخصيت‌ها براساس آن شکل گرفته، «يک بوس کوچولو» جوابيه‌ای‌ست به ابراهيم گلستان که در قامت

 

 محمدرضا سعدي در فيلم حضور دارد و اين نمادسازي آن‌قدر آشکار است که از ميانه‌هي داستان به بعد

 

 جذاب ‌تر و مهم ‌تر از پيرنگ اصلي داستان به ‌نظر می‌رسد.

 

در کنار اين‌ها ستايش فرمان‌آرا از نسل جوان و تقبيح پدران آنها و پدرانِ پدارن‌شان در فيلم نکته‌ي جالب

 

 توجهی‌ست. در جايي از داستان، وقتي شبلي و سعدي به پاسارگاد می‌روند، سعدي به شبلي می‌گويد که بايد اين

 

 تاريخ چند هزار ساله را به جوان‌ها معرفي کرد اما شبلي در جواب او می‌گويد که جوان‌ها خودشان اينجا را پيدا

 

 کرده‌اند. در پشت سرشان هم پسرها و دخترهي جواني ديده می‌شوند که از سر و کول پاسارگاد بالا می‌روند و

 

 با يک نگاه شبلي را می‌شناسند و از او امضا می‌گيرند. علاوه بر اين، سعدي نوه‌ي دارد که هر روز به او سر

 

 می‌زند و کارهايش را انجام می‌دهد، ولي فرزند شبلي که پدر اين نوه باشد، مدت‌هي مديدی‌ست که سراغي از

 

 پدر نمی‌گيرد.

 

«يک بوس کوچولو» فيلم خوبي نيست، فيلم متوسطي هم نيست. ولي اگر راستش را بخواهيد اين روزها ـ دقيقا

 

 همين روزها ـ تنها فيلمی‌ست که ارزش ديدن دارد. فيلم پايان‌بخش سه‌گانه‌ي فرمان‌آرا درباره‌ي مرگ است؛

 

 سه‌گانه‌ي که دو فيلم اولش («بوي کافور، عطر ياس» و «خانه‌ي روي آب») هر دو جزو فيلم‌هاي خوب چند

 

 سال اخير سينماي ايران بودند.

 

اما «يک بوس کوچولو» اصلا در اندازه‌هي آن دو فيلم نيست ولي با اين‌حال فيلم به جرياني تعلق دارد که به

 

 سينما با ديده‌ي احترام می‌نگرد و حيف است که در هياهوي فيلم‌هي ريز و درشت تجاري گم شود. اگر بري

 

 ديدن يک فيلم تنها يک دليل خوب کافي باشد، بازي کيانيان با آن گريم متفاوت بهترين دليلی‌ست که می‌توان

 

 به‌خاطرش «يک بوس کوچولو» را ديد.


مصاحبه با کیوون . پنجشنبه ششم بهمن 1384

 

اولين كلام

با سلام خدمت دوستان عزيز يكي از هنرمندان كمدين سينما وتلوزيون كه چند سالي است خيلي موفق عمل مي كند رضا شفيعي جم عزيز است كه براي شاد كردن مردم زحمت زيادي مي كشد. اين وبلاگ رو تأسيس كردم تا اگر از فعاليت هاي جديد اين هنرمند خبري بدستم رسيد و... به اطلاع دوستداران اين هنرمند حرفه اي طنز تلوزيوني ايران برسانم .

براي شروع در زير قسمت هايي از مصاحبه او كه چند هفته پيش با هفته نامه تلاش صورت گرفته است را نوشته ام و در وبلاگ قرار دادم ...

*=مصاحبه كننده

**=رضا شفيعي جم

با تشكر

---------------------------------------------------------------------------------------------

حضور در كارهاي مهران مديري هميشه برايم خوب بوده است

 

علاقه

 

زياد به تيپ سازي علاقه مندم . اين احساس از بچگي در من وجود داشته است. گويي هميشه در

 

اين زمينه استعداد داشته ام.

 

دوران كودكي

 

از همان كودكي تيپ سازي مي كردم. به طور مثال صدا و چهره شخصيت هاي كارتوني را تقليد

 

مي كردم . اين علاقه و استعداد به مرور زمان در من رشد يافت و بعدها تبديل به اصلي ترين

 

ابزار كارم –در زمينه بازيگري-شد.

30درصد

 

آدمها مجموعه اي هستند از گويش ها و رفتارها و واكنش هاي مختلف . من در رفتار افراد

 

دقيق مي شوم. نوع غذا خوردنشان را مي بينم . از نحو راه رفتن و نگاه كردن و لباس

 

پوشيدنشان نكته بر مي دارم ،اما اينها تنها 30 درصد ماجراي تيپ سازي است و ما بقي كار

 

بايد در ذهن بازيگر انجام پذيرد.

 

وجه اشتراك

 

شايد اجزاي صورتم يگانه وجه اشتراك تيپ سازي هايم باشد.اما در اين باره اگر دنبال پاسخ

 

دقيق تري مي گرديد بهتر آن است كه از ديگران سئوال كنيد.

 

*كدام يك از تيپ هايي كه ساخته اي را خيلي دوست داريد؟

 

**بامشاد را.

 

*چرا؟

 

**به اين خاطر كه توانست با شمار زيادي ارتباط برقرار كند. مردم بايشاد را دوست دارند،پس

 

من هم به اين تيپ علاقه مندم.

 

*هميشه در صورت نقشهايي كه توسط شما ايفا شده نوعي معصوميت و غم ديده مي شود . اين

 

را از كجا گرفته ايد؟

 

**آدمهاي زيادي رامي شناسم كه اينجوري هستند. در مورد خودم حرفي نمي زنم ، اما

 

بخصوص در ميان ما شرقي ها اين مسأله رواج دارد و اگر به اطرافتان با دقت بنگريدمتوجه

 

خواهيد شد كه صورت هاي غم زده و معصوم بسياري در اين دنيا زندگي مي كنند.

 

بامشاد

 

بامشاد از آن دسته آدمهاي چاقي بود كه بر خلاف هيكل درشتش روحي كودكانه و دروني ساده داشت.

 

سنين مختلف

 

بيشتر تيپ هايي كه ساخته ام مخاطب عمومي داشته ، يعني اينطوري نبوده كه خواسته باشم با

 

قشر سني محدود و خاصي ارتباط برقرار كنم،اما در اصل اين ماجرا دست نويسنده و كارگردان

 

است و چنانچه نقش اينطور ايجاب كند من هم مجبورم طوري بازي كنم تا مخاطب آن نوسته و آن

 

نقش راضي شوند.

كامبيز

 

كامبيز تيپي است كه 12،10 سال پيش آن را تقليد مي كردم .آن موقع اين تيپ مد جامعه بود و

 

مد لباس و مو و گويش بسياري از از جوان ها به كامبيز شباهت داشت.

 

*عده اي بر اين باورند كه كامبيز از جنوب شهر آمده و نماينده اين قشر از جوانان است.

 

**اين قضاوت درست نيست . زيرا همانطور كه گفتم كامبيز نماينده يك دوره است . آن زمان كه

 

جوانان از اين مدل كت و شلوارهاي گشاد استفاده مي كردند و پشت مو مي گذاشتند شبيهشان

 

حتي در لس آنجلس آمريكا هم پيدا ميشد.

 

كوچا اقاقيا

 

خاطرتان باشد در كوچه اقاقيانقش صفا را بازي مي كردم . نويسندگان جايزه بزرگ ،كامبيز را از

 

روي صفا

 

نوشته اند . قدر مسلم چون از آن موقع دو سال مي گذرد و من هم مثل سايرين در طي اين مدت

 

فرق كرده ام پس كامبيز نمي توانسته به طور كامل شبيه صفا باشد ،اما همانطور كه گفتم زير

 

بناي ماهوي اين نقش از آنجا آمده است.

 

بداهه

 

بر اساس متن جلو مي رفتيم و كمتر بداهه داشتيم،با اينحال تكيه كلامهايي كه توسط كامبيز ادا

 

مي شدند بداهه بودند.

 

بازتاب

 

بازتاب كامبيز در ميان مردم بد نبود ، ضمن اينكه تكيه كلامهايش نظير چــــي داداش يا اي ول

 

هم اين روزها در ميان جوانان جا افتاده است.

 

*در نقطه چين بامشاد كه آمد سريال مديري روند مطلوب تري پيدا كرد .اين قضيه در جايزه

 

بزرگ هم تكرار شد . مردم مي گويند شما منجي كارهاي مهران مديري هستيد . خودتان تا چه

 

حد با اين تعريف موافق هستيد؟

 

**وقتي سريالي به موفقيت مي رسد بايد به گروهي كه آن را توليد كرده آفرين گفت . من در

 

كنار آن ها موفق بوده ام و چه بسا اگر در جاي ديگري همين نقش ها را ايفا مي كردم نتيجه يه

 

جور ديگري مي شد .

 

*ولي نمي توان اين واقعيت را كتمان كرد كه جايزه بزرگ و نقطه چين بعد از آمدن شما طرفدار

 

پيدا كرد .

 

**هر قصه اي بايد بتواند از اواسط راه  تغييري ايجاد كند و به بيننده اش شوك وارد نمايد تا

 

جذابيتش حفظ شود و حتي افزايش يابد.

 

اين از ذهن مهران مديري تراوش كرده  كه شفيعي جم را با اين تيپ خاص از قسمت چهارم

 

سريالش وارد داستان كند.پس ابتداي امرشما بايد از سياست هاي كارگردان تعريف كنيد ، ضمن

 

اينكه چهار قسمت ابتدايي جايزه بزرگ نيز جالب بود و به نظرم همه در اين قسمت ها خوب

 

ظاهر شده اند  .

 

همكاري با مديري

 

حضور در كارهاي مهران مديري هميشه برايم خوب بوده است . الان هم خوشحالم كه اين

 

تجربه در جايزه بزرگ تكرار شد. من با مهران راحتم . بچه هايي كه با او كار مي كنند را هم

 

مي شناسم ، در نتيجه به محض حضور در صحنه آن صميميتي كه لازمه انجام اينگونه

 

كارهاست برقرار شد و همه توانستيم در كنار هم كاري بكنيم كه خدا را شكر مورد توجه قرار

 

گرفتو توانست در ايام عيد دل مردم راشاد كند.

 

*به غير از بايشاد اگر قرار باشد تيپ ديگري را از از ميان  كارهايت انتخاب كني قرعه به نام

 

كدام تيپ خواهد افتاد؟

 

**ابوالفضل ((ارتفاع پست)) را هم خيلي دوست دارم.

 

محمود

اگر كامبيز به من پيشنهاد نمي شد ، خيلي دوست داشتم تا نقش محمود را در جايزه بزرگ ايفا

 

كنم.

 

*رضا تا كي مي خواهي سكوي پرتاب ديگران باشي ؟لچرا خودت كارگرداني وتهيه كنندگي يك

 

برنامه را در دست نمي گيري تالااقل از نظر مالي به نفعت تمام شود.

 

**شايد علاقه فراوانم به بازيگري باعث شده تا سمت كارگرداني وتهيه كنندگي نروم. البته در

 

حال حاضر تصميمش را گرفته ام كه كاري را شخصاً بسازم.

 

دلم شكسته

 

دلم را شكستند . لطمه روحي ديده ام . اذيت شده ام . هيچ وقت تو روياهايم اين نبوده كه عكسم

 

برود روي محصولات تا باعث فروش آنها شود. باورم نمي شود  كه عده اي بخواهند واسه خاطر

 

چند تومان در آمد بيشتر اينطور از اعتبار هم وطنشان سؤ استفاده كنند.

 

*مردم شما را چي صدا مي زنند؟

 

**عده اي صدا مي زنند كامبيز و شماري هم هنوز مرا به اسم بامشاد صدا مي كنند.

 

 

منبع گزارش هفته نامه تلاش شماره554

 


مقايسه داستان « خسرو و شیرین » و « رومئو و ژولیت » سه شنبه چهارم بهمن 1384

شباهتهای بسیاری بین دو داستان « خسرو و شیرین » و « رومئو و ژولیت » وجود دارد .

هر دو این داستانها درباره عشقی است که با فرجام خوبی به پایان نمی رسد .

بی خبری فرهاد باعث مرگ او شد و نیز بیخبری رومئو از زنده بودن معشوقش باعث

 می شود که خود را بکشد .

عاشق اول ( رومئو ) به دلایل قبیله ای و نژادی بین دو قوم نمی تواند عشقش را به

دست آورد اما مرد اول قصه ایرانی ( فرهاد ) به دلیل رقیب بزرگ خود که پولدار است

(خسرو ) به وصال عشق خود نمی رسد .

زن قصه ایرانی نظامی به اندازه زن قصه انگلیسی شکسپیر عاشق نیست زیرا

بعد از مرگ فرهاد با خسرو ازدواج کرد و فقط به عزاداری بسنده کرد در حالیکه

ژولیت بعد از مرگ رومئو خود را کشت . 


» بهرام رادان
» مهران مدیری
» سينمای ما
» موسیقی ما
» وبلاگ هواداران مهران مديری
» وب سایت رسمی باشگاه پرسپولیس
» سکوت پاییزی
» زندان زمان
» وب سایت اندی مددیان
» وب سایت هواداران اندی مددیان
» وبلاگ هواداران اندی مددیان
» وب سايت هواداران مهران مديری
» سيامك انصاری
» پلاک صفر / احمد رضا
» محراب قاسم خانی
» وبلاگ مينا
» ناگفته هاي 12 دختر همكلاسی
» وبلاگ شخصی ترانه عليدوستی
» یوونتوس تورین
» عاشقانه ها
» برگي از رويا
» وبلاگ هواداران هدیه تهرانی
» روزنوشت
» آدرس سایت و وبلاگ های مختلف در هر موضوعی
» نيك آهنگ كوثر
» گلشيفته فراهانی
» تنهايی از دهكده تنهايی
» همه چيز از همه جا
» خريد پستي و تحويل درب منزل
» کلبه ایرانی
» پسر ديوونه و دختر عاشق
» عضو شو ، بازی كن ، جايزه ببر
» نمی دونم اسمشو چی بذارم ... .
» اندیشه بهاری
» رادیو کودک و نوجوان
» پوستر بازیگران نوجوان
» خورشید تیسفون (خانم نرگس خرقانی)
» دانهیل سواران و تریال سواران تبریز
» جایی که هر کی دلش تنگه میاد !
» شب های روسیه
» ریحانه خانم (هوادار محسن افشانی)
» درد و دلهای یک پسر 16 ساله
» گروه هشت
» وبلاگ رسمی متین عزیزپور (بازیگر)
» برنامه شب شیشه ای
» برنامه مثلث شیشه ای
» هوادار كاكا
» پرسپولیسی های دو آتیشه
» الهه تنهایی
» هر چی بخوای داریم
» محمد حشمتی
» جایی برای با هم بودن
» فروش و دانلود و ديدنی ها
» دیوید بکام و پرسپولیس
» سوپر استار
» عاشقانه
» پوستر بازیگران نوجوان (امیر بلوکی)
» جسی مک کارتنی
» من عاشق نیستم ، زوره ؟
» مجله اینترنتی نوجوانی
» خبرگزاری بازیگران نوجوان (برف سپید)
» وبلاگ رسمی فربد تجویدی (بازیگر)
» وبلاگ شخصی ارسلان قاسمی (بازیگر)
» وبلاگ رسمی فاطیما بهارمست (مجری، بازیگر، خواننده)
» وب سایت رسمی آرمیتا مرادی (بازیگر)
» وبلاگ رسمی محمد شادانی (بازیگر)
» ونوس (نیر)
» سایت برنامه فوتبال برتر
» وبلاگ رسمی دانیال شیخ
» آینه لنزهای من (فائزه تقوا)
» فتو بلاگ عکاسی فائزه تقوا
» وبلاگ رسمی نیکی نصیریان (بازیگر)
» دوستان فربد - تجویدی - (عرفان)
» وبلاگ رسمی حامد زیاران (بازیگر)
» روزنامه اعتماد
» برنامه تلویزیونی " نود "
» سایت مجله تخصصی " فیلم "
» وبلاگ رسمی بهاره رهنما
قالب وبلاگ
وبلاگ پریا مردانیان

RSS 2.0

Designed By ParsTheme