تبليغاتX
جزیره ی تنهایی --- Island Alone

جزیره ی تنهایی --- Island Alone
به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا كه ترك بر دارد ، چینی نازك تنهایی من

علی خطیبی

من علی خطیبی متولد 19 آذرماه 1369 هستم و در محله نارمک تهران زندگی می کنم . دیپلم ریاضی دارم و پیش دانشگاهی هنر (به صورت غیر حضوری). وبلاگ جزیره تنهایی در تاریخ 17 آذرماه 1384 راه اندازی شد تا در موضوعات فرهنگی ، ورزشی ، هنری (بیشتر : سینما) و اجتماعی فعالیت داشته باشد.
از شما تقاضا دارم که با نظرات ارزشمندتان ، من را در جهت ارتقای سطح وبلاگ یاری کنید.
ضمنا با عضویت در خبرنامه ، می توانید از جدیدترین پست های وبلاگ آگاه شوید.
توضیح : در سمت راست ، لینک های بخش پیوندهای روزانه ، مطالبی هستند که به قلم من در دیگر سایت ها و وبلاگ ها به نمایش درآمده است. پروفایل وبلاگ نیز در آنجا قرار دارد.
در سمت چپ ، لینک های بخش پیوندها ، شامل دوستان من در دنیای وبلاگستان فارسی و سایت آنان که دوستشان دارم است. به آنها هم سر بزنید. وبلاگ ها و سایتهای دوست داشتنی دارند.

:: MLAS :: ام لاس





Powered by WebGozar

» فروردین 1389
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» مرداد 1386
» تیر 1386
» خرداد 1386
» اردیبهشت 1386
» فروردین 1386
» اسفند 1385
» بهمن 1385
» دی 1385
» آذر 1385
» آبان 1385
» مهر 1385
» شهریور 1385
» مرداد 1385
» تیر 1385
» خرداد 1385
» فروردین 1385
» اسفند 1384
» بهمن 1384
» دی 1384
» آذر 1384
» دانلود شماره دوم مجله چند رسانه ای
» دانلود شماره نخست مجله چند رسانه ای
» مصاحبه اختصاصی با فربد تجویدی
» سومین مطلب من در سایت سینمای ما
» هنرستان کمال الملک تهران (تجریش)
» دومین مطلب من در سایت سینمای ما
» نخستین مطلب من در سایت سینمای ما
» پروفایل وبلاگ جزیره تنهایی
» وبلاگ محله نارمک
» دبيرستان غيرانتفاعي پسرانه سبحان
» توجه ------- توجه :
» توضیح :
» درگذشت خالق " خانه سبز " :
» کریمی متشکریم :
» کرانچار ، روی خط شانس :
» سینمای ما :
» " پایان تلخ " یا " تلخی بی پایان " :
» به رنگ ارغوان :
» دربی 67 :
» بی پولی ، نود و پرسپولیس :

مهران مدیری و کار جدید کمال تبریزی / اخراجی ها : جمعه سی و یکم فروردین 1386

 

با کمال تبريزي و همکارانش سر صحنه «هميشه پاي يک زن در ميان است»



«کمال تبريزي» يک فيلمساز صاحب سبک است. با بررسي فيلم هايش - خصوصاً فيلم هاي متاخرش- نه مي توان مثل آنها که مولف مي ناميم شان، ردپاي مضامين يکسان را جست وجو کرد و نه اينکه راحت مي توان قلم قرمز معمولي بودن رويش کشيد. برخلاف آغازين روزهاي ورود اين کارگردان به عرصه سينما، که با «عبور» و «در مسلخ عشق» مي رفت تا خودش را به عنوان فيلمسازي جنگي به تثبيت برساند، خيلي زود تغيير رويه داد و «فيلمسازي» را در اولويت اول قرار داد.جديدترين ساخته اش «هميشه پاي يک زن در ميان است» بعد از يک دوره فعاليت در زمينه سينماي موسوم به معناگرا و ساخت سريال در تلويزيون حکم بازگشت تبريزي به سينماي دلخواهش «طنز» را دارد. فيلمنامه «هميشه پاي يک زن...» براساس چند داستان کوتاه از کتاب «غيرقابل چاپ» نوشته سيدمهدي شجاعي به نگارش درآمد و کار پيش توليد فيلم از اواسط دي ماه به تهيه کنندگي محسن علي اکبري در دفتر «هفت آسمان» شروع شد. مازيار ميري کارگردان «پاداش سکوت» به عنوان «مجري طرح» کمال تبريزي را همراهي کرد و مانفرد اسماعيلي مسووليت برنامه ريزي و دستيار اولي کارگردان را برعهده گرفت. فيلمبرداري از تاريخ 26 بهمن در تهران شروع شد و تا اين لحظه که گزارش را مي خوانيد هنوز ادامه دارد و احتمالاً طي چند روز آينده تمام خواهد شد. حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري و رضا کيانيان بازيگران نقش هاي اصلي فيلم هستند که به گفته کمال تبريزي هر يک از آنها متفاوت ترين نقش هاي دوران حرفه يي بازيگري شان را در اين فيلم ايفا کرده اند.

غروب روز جمعه 24 فروردين رستوران «کليد» در خيابان فرشته محل فيلمبرداري يکي ديگر از بخش هاي اين فيلم است. روزهاي آخر فيلمبرداري است و امروز ظاهراً قرار است يکي از سکانس هاي بامزه فيلم فيلمبرداري شود. از ميان بازيگران نقش هاي اصلي فقط حبيب رضايي حضور دارد و حسن معجوني، فرزانه ارسطو، هنگامه صالحي و چند هنرور زن در سنين مختلف بازيگران نقش هاي فرعي اين سکانس هستند. رستوران فضاي شيک و دلچسبي دارد. چيزي که بيشتر از همه نظر بيننده را به خود جلب مي کند ساعت هاي ديواري قديمي است که در اشکال و اندازه هاي مختلف و به تعداد زياد بر سرتاسر ديوار رستوران نصب شده اند.داستان کمال تبريزي در اين صحنه اينطور شروع مي شود؛ رستوراني مجلل - امير (حبيب رضايي) با سر و وضعي مرتب وارد مي شود و پشت ميزي مي نشيند.

مدتي گذشته است و مقابل امير چند نوع خوردني ديده مي شود. زن هايي وارد رستوران مي شوند ولي هيچ کدام به جز يکي دو نفر به او توجه نمي کنند. امير به همه زناني که به او توجه نشان نمي دهند، به شکلي علامت مي دهد. براي يکي سوت مي زند. براي ديگري دست تکان مي دهد. بالاي ميز يکي ديگر مي ايستد، ولي بي فايده است. هيچ کدام از آنها به علائم او واکنشي جدي نشان نمي دهند. پيشخدمت رستوران (فرزانه ارسطو) به امير که ايستاده و براي زني سر تکان مي دهد نزديک مي شود و او را به زور مي نشاند...اين شروع داستان کمال تبريزي است اما داستان من از جايي شروع مي شود که حسن معجوني در نقش افسر وارد رستوران مي شود و به امير (حبيب رضايي) تذکر مي دهد؛ بشين غذاتو بخور، ديگران چي کار مي کنند، دارند غذا مي خورند، نگاه کردن نداره، ناراحت مي شنا، نه؟

ظاهراً رفتار و حرکات ضايع امير مقابل زن ها آنها را عصباني کرده و پليس خبر کرده اند.

قيافه حبيب رضايي در آن صحنه يي که افسر بالاي ميزش مي آيد خيلي تماشايي است. او بدون اينکه يک کلمه حرف بزند فقط با طرز نگاه کردنش به حسن معجوني بيننده را مي خنداند. اين نوع بازي و اين نگاه هاج و واج حبيب رضايي همان کليد طلايي بود که در آن صحنه پيدايش کردم؛ اينکه يک نقش فکر شده و حضور يک کارگردان باهوش مي تواند از بازيگر آن خلاقيتي را بيرون بکشد که پيش از اين حتي تصورش را هم نمي کرديم. حبيب رضايي اصولاً بازيگر تلخي است. هم آن زمان که نقش يک جانباز را در سريال «خانه سبز» ايفا مي کرد و هم در مجموعه «خاک سرخ» و «آژانس شيشه يي» نقش هايي جدي داشت، او حتي در فيلم هاي «مرد عوضي» و «اينجا چراغي روشن است» هم بيشتر نقش آدم هاي ساده لوح را داشت تا اينکه کمدي باشد و حالا در اين فيلم به مدد حضور کارگردان فيلم هاي شاخصي چون «ليلي با من است» و «مارمولک» او تبديل به يک کمدين درست و حسابي شده که به طور حتم تماشاگران فيلم را غافلگير خواهد کرد.

بعد از اين پلان نوبت به يکي از صحنه هاي بامزه اين سکانس مي رسد که در آن زن جواني با سر و شکلي سانتي مانتال وارد رستوران مي شود و موقع رد شدن از کنار ميز حبيب رضايي کيف بزرگ و سنگينش به سر او برخورد مي کند و زن به حبيب رضايي که متعجب نگاهش مي کند با لحني خونسرد مي گويد؛ اًوا ببخشيد، طوري نشدين که؟ و رضايي با چهره يي هاج و واج مي گويد نه و مسير رفتن زن را دنبال مي کند. در پلان بعدي گارسون رستوران که زني با هيبتي مردانه است وارد مي شود و صورتحساب يا غذاي سفارشي مشتري ها را برايشان مي آورد. فرزانه ارسطو که نقش اين گارسون را برعهده دارد، مي گويد؛ من در هيئت گارسون رستوران در واقع عضو باند يک گروه سري از زناني هستم که از شوهرانشان جدا شده اند. گارسون به کنار ميز «امير شکوهي» مي رسد و صورتحساب او را روي ميزش مي گذارد. در همين حين صداي مهيب شکستن شيشه مي آيد و حبيب رضايي با واکنشي سريع سرش را به سمت صدا مي چرخاند، اين در حالي است که هيچ يک از مشتري هاي رستوران و حتي گارسون عکس العملي در مقابل اين صدا انجام نمي دهند و گارسون با خونسردي مي گويد؛ مهم نيست دو هوائه شده و همراه با گفتن اين جمله همان زن سانتي مانتال که «آنجلينا» صدايش مي زنند و موقع ورود با حبيب رضايي برخورد کرده بود، با عجله از کنار ميز او رد مي شود و دوباره کيفش محکم به سر مرد مي خورد. گارسون بدون توجه به اين قضيه مي گويد؛ اين صورتحساب خودتونه، اينم صورتحساب اون خانم، گفتن که شما بايد حساب کنيد.حالا قيافه حبيب رضايي را تصور کنيد که مجبور است پول ميز آن زن پررو و بي نزاکت را هم پرداخت کند.البته گول اين قيافه مظلوم حبيب رضايي را نخوريد، چون او در صحنه يي از همين سکانس رستوران با حرف هايش حسابي حال اين زن ازخودراضي را مي گيرد. نقش اين زن را هنگامه صالحي که يک بازيگر تازه وارد است بازي مي کند. در چهره او چند عمل جراحي پلاستيک به چشم مي خورد که اين مساله در لب هايش نمود بيشتري دارد.امير عصباني متوجه زن مي شود، زن هنوز هم به او لبخند مي زند.

امير؛ ببخشيد خانم...

زن؛ بله

امير؛ شما آنجلينا جولي نيستيد؟

زن؛ (با لبخند و عشوه يي مسخره) نه، ولي... همه مي گن شبيهش ام...

امير؛ همه اشتباه مي کنن، چون آنجلينا جولي زن خوشگليه، ولي شما متاسفانه اصلاً خوشگل نيستين،

زن (ناراحت مي شود) وا، مرتيکه، مگه خودت خواهر، مادر نداري؟

توجه حاضرين به آنها جلب مي شود.

امير؛ چرا؟ ولي اونها هيچ کدوم فکر نمي کنن شبيه آنجلينا جولي هستن...

زن؛ خب که چي؟،

امير؛ چون شما فکر مي کردين که شبيه آنجلينا جولي هستين، خواستم از اشتباه درتون بيارم....

زن کيفش را با عصبانيت روي سر مرد مي کوبد و سروصدا راه مي اندازد طوري که همه نگاه ها به آن سمت جلب مي شود.

فکرش را بکنيد. حبيب رضايي با آن ظاهر متشخص، موهاي جوگندمي، تي شرت ساده مشکي، سوئيشرت قهوه يي، شلوار جين خاکستري و سبيل کوتاهي روي صورتش که کاملاً چهره يي آرام و مثبت از او ترسيم کرده حالا مبدل به مرد چشم چران و بدذاتي شده که همه زن هاي حاضر در رستوران با خشم نگاهش مي کنند.محسن شاه ابراهيمي درباره طراحي صحنه و لباس اين صحنه مي گويد؛ «ما براي فيلمبرداري اين سکانس حدود 8-7 رستوران را بازبيني کرديم که در نهايت اين رستوران را به خاطر ويژگي هاي آکسسوار و معماري و رنگ بندي خاصي که داشت انتخاب کرديم.» به گفته شاه ابراهيمي در تهران حدود 12-10 رستوران خاص وجود دارد که فضاي مناسبي براي فيلم هاي روز دارند و يکي از آنها همين رستوران «کليد» است که انصافاً طراحي صحنه چشمگير و زيبايي داشت. شاه ابراهيمي حضورش در اين فيلم را اولين همکاري اش با کمال تبريزي بعد از ده ها سال دوستي مي داند و آن را تجربه يي شيرين و دلچسب و روان به شمار مي آورد. وي از قصه اين فيلم به عنوان يک طنز اجتماعي جذاب ياد مي کند که همانند خيلي ديگر از کارهاي تبريزي حاوي نکات ظريف اجتماعي و انتقادي در روابط آدم هاست.

کارگردان «آبي»

ساعت هفت بعدازظهر هيجان خاصي در پشت صحنه ايجاد مي شود. عاملش خبر 3 گلي است که استقلال به برق شيراز زده. طبق معمول عده يي خوشحال و عده يي نيز ناراحت مي شوند. خبر پايان بازي در گروه معني ديگري دارد و آن اينکه مازيار ميري مجري طرح فيلم نيز به زودي به گروه خواهد پيوست. اين موضوع را مانفرد اسماعيلي دستيار کارگردان فيلم تاييد مي کند.

قرار است پلاني را بگيرند که در آن حبيب رضايي که به خاطر قرار با خانمي به اين رستوران آمده با خواندن پيام کوتاهي که برايش رسيده و نوشته «قرار کنسل شد» عصبي شده و آماده رفتن مي شود. تبريزي مشغول تمرين اين صحنه با حبيب رضايي است که يک دفعه مازيار ميري با موجي از خوشحالي و هيجان وارد رستوران مي شود و در حالي که دست هايش را به نشانه پيروزي بالا برده با صداي بلند مي گويد؛ با 4 امتياز اختلاف رفتيم صدر جدول، لنگي ها بروند بيرون و با اشاره به يکي از عوامل فيلم که ظاهراً پرسپوليسي است، مي گويد؛ آقا بفرماييد بريد خونه تون ما اصلاً... نمي خواهيم و... خلاصه با آمدن مازيار ميري براي دقايقي فضاي پشت صحنه مملو از شور و نشاط مي شود و بازار کرکري حسابي گرم مي شود.

البته آقاي کارگردان «آبي» خوشحال ترين آدم گروه بود. بعد از اينکه تا حدودي هيجان ناشي از برد شيرين استقلال فروکش مي کند از اين فرصت استفاده مي کنم و با مازيار ميري که همچنان هيجان زده و خوشحال است درباره حضورش در اين فيلم به عنوان «مجري طرح» صحبت مي کنم. او مي گويد؛ «بلافاصله بعد از پايان فيلمبرداري «پاداش سکوت» قرار شد اين فيلم در دفتر آقاي علي اکبري توليد شود و به دليل گرفتاري که ايشان براي توليد فيلم هاي ديگرشان داشتند از من خواستند که در حين انجام کارهاي فيلم خودم مديريت اين پروژه را هم بر عهده بگيرم تا به سرانجام برسد.» از «مازيار ميري» مي پرسم به عنوان يک کارگردان نظرش درباره سينماي کمال تبريزي چيست و کدام يک از آثار او را بيشتر از بقيه دوست دارد؛ «به هر حال آقاي تبريزي به دليل پيشکسوت بودن در سينما همواره براي من مورد احترام هستند. ايشان در عرصه طنز و سينماي اجتماعي جزء کارگردانان پيشرو در اين گونه هستند و فيلم هايشان هم مورد توجه بينندگان قرار گرفته و هم منتقدان را جذب کرده است. من هر کدام از فيلم هاي «کمال» را در يک مقطعي دوست دارم، يعني به نظرم «ليلي با من است» در يک مقطع به شدت نو در موضوع و تاثيرگذار بود، «مارمولک» در شرايط ديگري اين تاثيرگذاري را داشت. ولي به شخصه «مهر مادري» فيلمي است که شرايطش برايم از همه دوست داشتني تر است.»

ميري درباره فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» مي گويد؛ «فکر مي کنم اين فيلم هم جزء آثاري باشد که در نوع ساختار نو و يک گام جلوتر از آثار ديگر ايشان قرار مي گيرد، چون معمولاً آقاي تبريزي در زمينه طنز اجتماعي همواره تازه فکر کرده و فکر مي کنم در اين فيلم هم اين اتفاق بيفتد و من خيلي خوشبين هستم که همزمان با اکران فيلم مردم و منتقدان استقبال خوبي از فيلم به عمل بياورند.»«ميري» در مورد اينکه آيا باز هم در فيلمي به عنوان مجري طرح همکاري خواهد کرد، مي گويد؛ «تمام سعي ام را مي کنم که ديگر اين اتفاق نيفتد، چون خيلي کار سختي است و به نظرم کارگرداني آسان تر است. با اين حال حضور در اين فيلم برايم تجربه بسيار خوبي بود؛ در کنار يک گروه حرفه يي، يک کارگردان و يک تهيه کننده حرفه يي و تيم توليد حرفه يي که از همه آنها متشکرم.»

کمال تبريزي؛ يک فيلم غيرمنتظره

کمال تبريزي آنقدر محجوب و آرام است که باور نمي کني هيچ گاه عصباني بشود. در حالي که خنده از چهره اش محو نمي شود وقتي مي بيند نمي تواند از زير گفت وگو با من شانه خالي کند با لحني شوخ طبعانه مي گويد؛ «شيطان هم همين جوري آدم رو گول مي زنه،» و بعد با همان متانت و آرامش به سوالاتم پاسخ مي دهد. او درباره فيلمنامه کار تازه اش مي گويد؛ «مضمون اصلي فيلمنامه براساس چند داستان کوتاه کتاب «غيرقابل چاپ» نوشته آقاي سيدمهدي شجاعي با عناوين «هميشه پاي يک زن در ميان است»، «غيرقابل چاپ» و «آناهيتاي شرقي» به نگارش درآمد و در واقع هسته هاي اصلي اين سه داستان در کنار همديگر قرار گرفتند و فيلمنامه را شکل دادند. آقاي رضا مقصودي يک ورسيون کامل از فيلمنامه را نوشتند و بعد خانم نغمه ثميني آن را دوباره بازنويسي کردند.»

تبريزي در مورد اينکه آيا اين فيلم بازگشت دوباره او بعد از «يک تکه نان» به عرصه سينماي طنز است مي گويد؛ «اين فيلم بازگشت من به عرصه سينماي طنز نيست چون کاملاً با فيلم هاي قبلي که کار کرده ام متفاوت است هم از نظر ساختار و هم موضوع. فقط مي توانم بگويم موضوع آن در ژانر طنز است و به اين نوع سينما نزديک است اما شباهتي به کارهاي طنز قبلي ام ندارد.»

تبريزي در مورد اينکه آيا طنز اين فيلم از گونه طنز سياه است، مي گويد؛ «نه اصلاً طنز سياه نيست، بلکه طنز کاملاً شيرين و دلنشيني دارد. با اين که مضامين انتقادي، اجتماعي و حتي سياسي پررنگي دارد ولي طنز سياه نيست و ساختارش يک شکل کولاژي دارد که با همه کارهاي ديگر من متفاوت است. اساساً من دلم مي خواهد که به لحاظ ساختاري بروم دنبال شيوه هاي تازه و با يک لحن و بيان تازه کار کنم. به هر حال وقتي شما فيلم را ببينيد متوجه مي شويد با «ليلي با من است» و «مارمولک» که دو تا از فيلم هاي شاخص طنزي بوده که من کار کرده ام کاملاً متفاوت است.»

تبريزي در مورد انتخاب حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري و رضا کيانيان در نقش هاي اصلي فيلمش و نوع بازي آنها مي گويد؛ «همه اين بازيگران متفاوت ترين نقش هاي خود را در اين فيلم ايفا کرده اند. يکي از بهترين انتخاب هايي که ما مي توانستيم انجام بدهيم آقاي حبيب رضايي بود، چون ايشان تا به حال در يک فضاي طنز اين شکلي حضور نداشته و اين تجربه مي توانست برايش کاملاً متفاوت باشد. من مي توانستم بروم سراغ بازيگراني که روتين هستند. بنابراين من به رغم اينکه عده يي به اين انتخاب خوشبين نبودند آقاي حبيب رضايي را براي اين نقش انتخاب کردم و همين افراد بعد از اينکه راش ها را ديدند نظرشان برگشت و رضايي را گزينه بسيار مناسبي براي اين نقش به شمار آوردند. خانم گلشيفته فراهاني هم نقشي را بازي مي کند که تا به حال بازي نکرده و خيلي عالي ظاهر شده است. در واقع آقاي رضايي و خانم فراهاني نقش زن و شوهري را بازي مي کنند که زندگي خيلي موفقي ندارند ولي در طول جرياناتي که پيش مي آيد يک نقد اجتماعي صورت مي گيرد، يعني ما موقعيتي را نسبت به زنان و مردان کشف مي کنيم و هم مي فهميم که چگونه پيوند مشترک يک زن و مرد مي تواند مستحکم تر شود. در مورد آقاي مديري هم سعي کرديم ايشان تا آنجايي که ممکن است از کارهاي تلويزيوني اش فاصله بگيرد و با اينکه در اين فيلم هم نقش طنز دارد ولي کاملاً فاصله 180 درجه يي با نقش هاي قبلي اش دارد و با آدم تازه يي روبه رو مي شويم. بازي رضا کيانيان هم خيلي فوق العاده است و او هم نقش کاملاً متفاوتي دارد و مطمئن هستم تا به حال در چنين نقشي ظاهر نشده است. يعني براي اولين بار يک نقش کاملاً طنز و متفاوت را بازي کرده است.»تبريزي در مورد اکران فيلمش در تابستان و اينکه چرا فيلمش را به جشنواره نمي دهد، مي گويد؛ «براي جشنواره که ديگر هيچ انگيزه يي برايم باقي نمانده و بهتر است زودتر فيلم به نمايش در بيايد و مردم با آن روبه رو شوند و عکس العمل هاي مخاطبان اصلي فيلم را مورد قضاوت قرار دهيم. فکر مي کنم حتي اين نوع اکران براي موفقيت فيلم بهتر باشد. از همان روز اول هم با تهيه کننده قرار گذاشتيم به محض اينکه فيلم آماده شد بتوانيم اکرانش کنيم و الان همزمان آقاي زندباف کار مونتاژ فيلم را انجام مي دهد که بعد از پايان فيلمبرداري و انجام کارهاي فني بتوانيم فيلم را اکران کنيم.»تبريزي در مورد اينکه آيا نشانه هاي طنز وودي آلني در اين فيلمش وجود دارد، مي گويد؛ «من شخصاً خيلي به وودي آلن علاقه دارم ولي ساختمان اين فيلم طوري نيست که بگوييم شبيه کارهاي وودي آلن است. يک مقدار ممکن است به لحاظ نوع شوخي هايي که در آن وجود دارد شبيه کارهاي وودي آلن باشد ولي باز هم نمي توانيم بگوييم در آن ژانر قرار دارد. شايد اگر بخواهيم به ريشه طنز اين فيلم برگرديم به طنزي که سينماي «باستر کيتون» دارد خيلي نزديک باشد. يعني يک جور تناقض بين اتفاقي که توي صحنه وجود دارد و خنده يي که از تماشاگر مي گيرد ديده مي شود؛ مثلاً صحنه يي است که خانم فراهاني گريه مي کند و خيلي هم واقعي گريه مي کند ولي قرار است شما به اين صحنه بخنديد و واقعاً هم مي خنديد و اصلاً دچار تاثر و ناراحتي نمي شويد. در واقع تماشاگر به خاطر موقعيتي که در آن صحنه وجود دارد خنده اش مي گيرد.»

براي آنکه مصداق هاي صحبت تبريزي را ببينيم بايد تا زمان آماده شدن فيلم صبر کنيم، هرچند از حالا مي توان تا حدود زيادي به موفقيت فيلم حداقل در مواجهه با تماشاگران اطمينان داشت.

* منبع : روزنامه ی اعتماد


تیتراژ ابتدایی اخراجی ها . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

* منبع : وب سایت سینمای ایران



باغ مظفر (2) : سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386

 به گزارش فارس، مهران مديري و ساير بازيگران باغ مظفر ساخت اين مجموعه را در سكوت كامل خبري آغاز كردند.

بنابر اين گزارش، ساخت سري جديد اين مجموعه در حالي آغاز شده كه مهران مديري قرار است در فيلم «لبه پرتگاه» به كارگرداني «بهرام بيضايي» بازي كند.

مهران مديري با همان تيم بازيگري كار خود را در لوكيشن سابق باغ مظفر آغاز كرده است.

سري قبلي باغ مظفر سال گذشته در 45 قسمت با حضور بازيگراني چون مهران مديري، سحر جعفري جوزاني، نصرالله رادش، سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، نادر سليماني، اليكا عبد‌الرزاقي و بهنوش بختياري ساخته شد و نظر بسياري از منتقدين را به خود جلب كرد.

گفتني است سري جديد باغ مظفر قرار نيست از تلويزيون پخش شود و در قالب سي دي روانه بازار خواهد شد.


در مورد فیلمهای "تسویه حساب" و "لبه پرتگاه" : چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386

«تسويه حساب» تهمينه ميلاني به روزهاي پاياني رسيد



 تدوين فيلم سينماي «تسويه حساب» به روزهاي پاياني رسيد. مستانه مهاجر و تهمينه ميلاني هم اكنون مشغول تدوين اين فيلم هستند و ناصر چشم‌آذر هم بزودي ساخت موسيقي فيلم‌ را آغاز خواهد كرد. بنا به گفته محمد نيك بين تهيه كننده تسويه حساب، اين فيلم تا يك ماه ديگر اماده اكران خواهد شد و با گرفتن پروانه نمايش در نوبت اكران قرارخواهد گرفت. در اين فيلم به نويسندگي و كارگرداني تهمينه ميلاني،‌مهناز افشار، اكبر عبدي.‌لادن مستوفي، شهره لرستاني.‌السا فيروز آذر، رضا عطاران، سياوش تهمورث،غلامحسين لطفي، بهاره افشاري،حامد بهداد،احمد مهرانفر، مهدي فقيه و محمدرضا شريفي‌نيا به ايفاي نقش مي پردازند. در خلاصه داستان اين فيلم آمده است:‌ تسويه حساب نقدي اجتماعي است در مورد آسيب‌هاي اجتماعي، به ويژه در ميان زنان و علل بزهكاري آنها.

منبع خبر :  ايسنا


بيست‌و هشت بازيگر انتخاب‌شده براي بازي در جديدترين فيلم سينمايي بهرام بيضايي - «لبه پرتگاه» - سرانجام معرفي شدند.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مژده شمسايي ، محمدرضا گلزار ، مهران مديري و نگار فروزنده چهار بازيگر اصلي فيلم «لبه پرتگاه» هستند.

همچنين ديگر بازيگران اين فيلم كه آنها هم از بازيگران سينما و تئاتر هستند، سيدمهرداد ضيايي، حامد بهداد، سهيلا رضوي، فاطمه نقوي، نيره فراهاني، حميد ابراهيمي، كاظم افرندنيا، سروش صحت، بهاره رهنما، مهران امام‌بخش، سعيد ذهني، محسن حسيني، فهميه اكرمي، حميد حمزه، اميد خوش‌ منش، فرزانه ارسطو، كاوه سماك‌باشي، شاهرخ عزيزي، محمدعلي حسين‌عليپور، مهدي تارخ، فرهاد بشارتي و حسن شيرزاد معرفي شده‌اند.

بهرام بيضايي كه سال 79 «سگ‌كشي» را ساخت و از آن پس ديگر فيلمي را جلوي دوربين نبرده است، قصد دارد بعد از شش سال «لبه پرتگاه» را اواسط ارديبهشت ماه سال جاري مقابل دوربين ببرد.

به گزارش ايسنا، ديگر عوامل فيلم عبارت‌اند از: تهيه‌كننده: حميد اعتباريان (سيران فيلم)، مجري طرح و مديره پروژه: نريمان شاداب، مدير توليد: ابراهيم اصغري، مدير فيلمبرداري:‌ اصغر رفيعي جم، صدابردار: محمود سماك‌باشي، طراح لباس و صحنه: كيوان مقدم، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: عليرضا شمس شريفي، گروه كارگرداني: افشين هاشمي، سامان خادم، ساسان پيروز، مدير تداركات: بهروز حاجي‌زاده، دستيار طراح لباس و صحنه: محمد يوسف قوچاني، گروه صحنه و لباس: رضا عسگرخاني، مه‌لقا ناقد. 


18 فروردین روز تولد مهران مدیری مبارک !!! شنبه هجدهم فروردین 1386

خبرگزاري فارس: فيلمبرداري فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» يازدهمين اثر كمال تبريزي كه از 26 بهمن در تهران آغاز شده بود،‌ پس از يك ماه و نيم فعاليت بي‌وقفه ، همچنان ادامه دارد.

 

به گزارش خبرنگار فارس، بخش عمده‌اي از فيلمبرداري اين فيلم به پايان رسيده و فصل‌هايي از اين فيلم در يكي از ساختمان‌هاي اداري شركت سايپا فيلمبرداري شده است. گروه توليد «هميشه پاي يك زن در ميان است» در اين مدت بي‌وقفه مشغول به كار بوده‌اند و در ايام نوروز امسال هم تنها دو روز تعطيلي براي دست‌اندركاران اين پروژه درنظر گرفته شده است.
به گزارش فارس، مهران مديري در اين فيلم نقش يك وكيل را بازي مي‌كند و بازي او با طنز خاص و متفاوتي همراه بوده كه رضايت كمال تبريزي را در پي داشته است.
رضا كيانيان نيز در اين فيلم نقش مدير يك شركت را بازي مي‌كند و گلشيفته فراهاني نقش رئيس يكي از قسمت‌هاي اين شركت را عهده‌دار بوده است.
از ديگر بازيگران اين فيلم مي‌توان به حبيب رضايي (كه علاوه بر ايفاي نقش اصلي، بازيگردان فيلم هم هست)، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي، حبيب‌اله حداد، سياوش چراغي‌پور، شبنم مقدمي، مژگان جودي و هنگامه صالحي اشاره كرد.
«هميشه پاي يك زن در ميان است» يك كمدي سياه است كه به تهيه‌كنندگي محسن علي اكبري و شركت سينمايي هفت آسمان در حال ساخت است.
فيلمنامه «هميشه پاي يك زن در ميان است» را رضا مقصودي، كمال تبريزي و حبيب رضايي براساس قصه‌هاي سيد مهدي شجاعي نوشته‌اند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: «به يك خيابان پر از ترافيك دقت كنيد به اكثر قهر و دعواي همسايه‌ها، هم محله‌اي‌ها و خانواده‌ها توجه كنيد. حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد. هميشه پاي يك زن در ميان است.»

* منبع : وبلاگ هواداران مهران مديري


مدیری-تبریزی و بیضایی / مهران مدیری به عنوان یک ستاره سینما ؟!! پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386


مدیری-تبریزی و بیضایی / مهران مدیری به عنوان یک ستاره سینما



 آیا مهران مدیری دامن تلویزیون را رها خواهد کرد و دوره جدید فعالیت اش را به عنوان یک بازیگر سینما آغاز خواهد کرد؟ حوادث که این گونه پیش می روند. نام مدیری این روزها به عنوان بازیگر در دو پروژه مطرح سینمای ایران آمده است: لبه پرتگاه فیلمی از بهرام بیضایی و همیشه پای یک زن در میان است به کارگردانی کمال تبریزی. فیلمبرداری فیلم تبریزی مدتی است که آغاز شده است. بازی در این دو فیلم احتمال دارد مدیری را وارد مسیر تازه ای از زندگی حرفه ای اش کند. این در شرایطی است که از نمایش ادامه مجموعه تلویزیونی موفق باغ مظفر در ایام عید خبری نبود و مدیری و گروه اش تصمیم گرفته اند ادامه سریال را به شکل تک فروشی CD در اختیار مخاطبان شان بگذارند. آیا مدیری باز هم مجموعه نود شبی را برای تلویزیون آغاز خواهد کرد یا فعالیت های اش در سطح دیگری ادامه پیدا خواهد کرد؟


منبع : وب سایت سینمای ما


بهارتان پرگل باد : چهارشنبه یکم فروردین 1386

 فرارسیدن نوروز باستانی را خدمت تمام ایرانیان عزیز تبریک عرض نموده و از درگاه ایزدمنان سالی همراه با موفقیت و کامیابی برایتان خواستارم .

هفت سين


» بهرام رادان
» مهران مدیری
» سينماي ما
» وبلاگ هواداران مهران مديري
» وب سایت رسمی باشگاه پرسپولیس
» سکوت پاییزی
» زندان زمان
» وب سایت اندی مددیان
» وب سایت هواداران اندی مددیان
» وبلاگ هواداران اندی مددیان
» وب سايت هواداران مهران مديري
» سيامك انصاري
» پلاک صفر / احمد رضا
» محراب قاسم خانی
» وبلاگ مينا
» ناگفته هاي 12 دختر همكلاسي
» وبلاگ شخصي ترانه عليدوستي
» یوونتوس تورین
» عاشقانه ها
» برگي از رويا
» وبلاگ هواداران هدیه تهرانی
» روزنوشت
» آدرس سایت و وبلاگ های مختلف در هر موضوعی
» نيك آهنگ كوثر
» گلشيفته فراهاني
» تنهايي از دهكده تنهايي
» همه چيز از همه جا
» خريد پستي و تحويل درب منزل
» کلبه ایرانی
» پسر ديوونه و دختر عاشق
» عضو شو ، بازي كن ، جايزه ببر
» نمی دونم اسمشو چی بذارم ... .
» اندیشه بهاری
» رادیو کودک و نوجوان
» پوستر بازیگران نوجوان
» خورشید تیسفون (خانم نرگس خرقانی)
» دانهیل سواران و تریال سواران تبریز
» جایی که هر کی دلش تنگه میاد !
» شب های روسیه
» ریحانه خانم (هوادار محسن افشانی)
» درد و دلهای یک پسر 16 ساله
» گروه هشت
» وبلاگ رسمی متین عزیزپور (بازیگر)
» برنامه شب شیشه ای
» برنامه مثلث شیشه ای
» هوادار كاكا
» پرسپولیسی های دو آتیشه
» الهه تنهایی
» هر چی بخوای داریم
» محمد حشمتی
» جایی برای با هم بودن
» فروش و دانلود و ديدنی ها
» دیوید بکام و پرسپولیس
» سوپر استار
» عاشقانه
» پوستر بازیگران نوجوان (امیر بلوکی عزیز)
» جسی مک کارتنی
» من عاشق نیستم ، زوره ؟
» مجله اینترنتی نوجوانی
» خبرگزاری بازیگران نوجوان (برف سپید)
» وبلاگ رسمی فربد تجویدی (بازیگر)
» وبلاگ شخصی ارسلان قاسمی (بازیگر)
» وبلاگ رسمی فاطیما بهارمست (مجری، بازیگر، خواننده)
» وب سایت رسمی آرمیتا مرادی (بازیگر)
» وبلاگ رسمی محمد شادانی (بازیگر)
» وبلاگ رسمی سهند جاهدی (بازیگر)
» ونوس (نیر)
» سایت برنامه فوتبال برتر
» وبلاگ رسمی دانیال شیخ
» آینه لنزهای من (فائزه تقوا)
» فتو بلاگ عکاسی فائزه تقوا
» وبلاگ رسمی نیکی نصیریان (بازیگر)
» روزنامه اعتماد
» برنامه تلویزیونی " نود "
قالب وبلاگ
وبلاگ پریا مردانیان
RSS 2.0

Designed By ParsTheme