دوستان عزیز ، سلام 

:
اول) : حضور پر سر و صدای مسعود ده نمکی در برنامه سینما - صدا ( رادیو گفتگو ) :

مسعود ده نمکی نويسنده و کارگردان فيلم پرفروش «اخراجی ها۲» جمعه شب در برنامه «سينما
صدا» ی شبکه راديويی گفتگو حاضر شد و با دفاع قاطع از فيلم اش، تمام قد مقابل همه منتقدانش
ايستاد. گفته ها و دفاعيات ده نمکی در برنامه «سينما صدا» بر اين گفته بيشتر منتقدان که «ده نمکی
انتقادپذير نيست» مهر تاييد زد. ده نمکی تا آنجا پيش رفت که فرزاد حسنی مجری برنامه بارها با جمله
«امان بدهيد» از او خواست فرصتی هم به ميهمانان برنامه بدهد. برنامه با حضور اسماعيل امينی
نويسنده و طنزپرداز و کيوان کثيريان روزنامه نگار و منتقد در کنار مسعود ده نمکی آغاز شد. مسعود ده
نمکی که همواره و به ويژه اين روزها حضور فعالی در مطبوعات دارد در اين برنامه نيز مطابق ديگر
گفتگوهايش با رسانه ها به دفاع از سابقه خود پرداخت؛ «سال های پس از جنگ آمدند به جای عکس
شهدا تبليغات شرکت های بزرگ را به در و ديوار شهر زدند. برخی ديگر از اتفاق های اينچنينی هم افتاد
که من به خاطر مبارزه با اين شيوه ها نشريه زدم. با هر دو طرف هم می جنگيدم. هم راست و هم
چپ.» ده نمکی اين حرف را زد و فرزاد حسنی بلافاصله اين سوال را مطرح کرد؛ «با اين روشی که شما
در پيش گرفته بوديد بايد همه و از جمله روشنفکرها شما را دوست داشته باشند که اين گونه
نيست.» پاسخ ده نمکي هم اين طور است؛ «آن موقع نقد می کردم اما الان در موضع نقد شدن
هستم.» کارگردان «اخراجی ها» و «اخراجی ها ۲» گفته اش را تکميل می کند؛ «آن موقع همه فيلم
«خانه ای روی آب» را به خاطر برخی مسائل نقد کردند جز در «صبح دوکوهه». بعدها هم مطالبی
درباره اکبر گنجی نوشتم که دادگاهی اش هم کردند. البته او هم پاسخی برايم ارسال کرد و به من
گفت؛ «بيشتر به درد کله پزی مي خوری تا روزنامه نگاری.» من هم همان را تيتر کردم.» فرزاد حسنی
پرسش قبلی را به نوعی ديگر تکرار می کند؛ «آيا شما الآن ميان روشنفکرها محبوب هستيد.» پاسخ
ده نمکی فقط يک جمله است؛ «اصلاً برايم مهم نيست.» اين بحث همين جا تمام می شود تا حرف ها
در محور فيلم «اخراجی ها ۲ » ادامه يابد. کيوان کثيريان با گفتن اين جمله که «به دغدغه های آقای
ده نمکی احترام می گذارم» می خواهد انتقاد خود را از فيلم شروع کند که ده نمکی به ميان حرف
هايش می رود؛ «از همه می خواهم جنگ را برای من تعريف نکنند. من می دانم در جنگ چه ها
گذشته است؛ اين فيلم را هم ساخته ام تا کسانی که جنگ را نديده اند به آن علاقه مند شوند. يک
عده بچه بسيجی هم می گويند فيلم من اهانت به جبهه و جنگ است که من باور ندارم.» کثيريان
پاسخ می دهد؛ «جناب ده نمکی حضور فيزيکی در جنگ به معنای آن نيست که کسی مدعی اش
شود. همان طور که انتظار داريد همه از فيلم شما درست انتقاد کنند خودتان هم نبايد غيرمنطقی
رفتار کنيد.» سخنگاه بعدی درباره لمپنيسم است. ده نمکی می خواهد تا کسی مفهوم لمپنيسم را
برای او تعريف کند. فرزاد حسنی هم از ژنده پوشی قرن هفدهم تا «لمپنيسم پرولتاريا» مطرح شده در
کتاب کارل مارکس شروع می کند به تعريف اين مفهوم در ايران می رسد؛ «لمپنيسم در ايران به قشر
دون پايه و سلوکی که خاصه در دوران پهلوی مثل کلاه مخملی ها رخ داد، اطلاق می شود.» اسماعيل
امينی هم در پی حرف های فرزاد حسنی موضوعی را مطرح می کند که واکنش تند ده نمکی را
برمی انگيزد. امينی می گويد؛ «ده نمکی در فيلم با مخاطب عام حرف می زند و اينجاست که از تمام
چيزهايی که برای ما به عنوان تربيت خانوادگی مطرح است، عبور می کند. ده نمکی با اين شيوه دنبال
مخاطب می دود تا از او خنده بگيرد و اين يعنی نوعی باج دادن به تماشاچی.» ده نمکی در پاسخ به
امينی مدعي مي شود همه طنزهای به کار رفته در «اخراجی ها ۲» کلامی و برپايه تفکر و انديشه
نوشته شده است و معنی آن باج دادن به مخاطب نيست؛ «اصلاً کارگردان دوست داشته برخی آدم ها
را ساده نشان دهد. تعيين و تشخيص اين ملاک هم برعهده کارگردان است. ضمن اينکه مخاطب من
مردم است نه چند روزنامه نگار. اگر هم کسی موافق انديشه های من در اين فيلم نيست برود و فيلم
دلخواه خودش را بسازد.» مسعود فراستی که از معدود منتقدان حامی فيلم ده نمکی است، روی خط
می آيد و حدود ۱۵ دقيقه از فيلم تعريف و تمجيد می کند اما در حالیکه حضور منتقدان همواره در برنامه
فرزاد حسني چشمگيرتر از موافقان بوده، در اين برنامه فقط يک نفر به عنوان منتقد روی خط برنامه
آمد. حسين معززي نيا در آخر برنامه و در فرصت کوتاه پنج دقيقه ای به انتقاد از ديدگاه کلی ده نمکی
در فيلم می پردازد؛ «فيلم شما غلط تکنيکی ندارد. مشکل من با لحن ارائه ديدگاه شما است که
نشان از تناقضی است که در فيلمفارسی ها بوده است.» ده نمکی اين نقد را هم نمی پذيرد.
* منبع : اعتماد
دوم) : برای سلامتی هنرمند در بستر بیماری ، پروین سلیمانی ، دعا کنیم :

به گفته «ماه چهره خليلی» نوه «پروين سليمانی» اين هنرمند يك هفته است كه بعد از يك سكته
مغزی در بخش مراقبتهای ويژه بيمارستان به سر میبرد و در روزهای اخير درد زيادی را تحمل میكند
و قادر به تكلم نيست اما خلاف آنچه در خبرها آمده، وی به كما نرفته است و به دليل سكته قلبی
در بيمارستان بستری نشده است.
سوم) : آخرین اخبار از آمار فروش فیلم های سینمایی اکران شده تا پایان فروردین ماه ۱۳۸۸ :
۱. اخراجی ها ۲ : ( مجموعا ۵ میلیارد تومان ) ، فروش تهران : ۲ میلیارد و ۷۶۹ هزار تومان
۲. سوپر استار : فروش تهران = ۵۱۰ میلیون تومان
۳. وقتی همه خوابیم : فروش تهران = ۲۳۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان
۴. بیست : فروش تهران = ۲۲۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان
۵. کینه ۲ (تاکشی شیمیزو) : فروش تهران = ۱۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان
* از روز چهارشنبه (۰۲/۰۲/۱۳۸۸) ، فیلم سینمایی " آخرین ملکه زمین " (محمدرضا عرب) به شکل
گروه آزاد و در سینماهای آزادی ، بهمن ، شاهد و پیام اکران خواهد شد.
چهارم) : بیانیه نخست محمد مایلی کهن خطاب به امیر قلعه نوعی (یکشنبه ۳۰/۰۱/۱۳۸۸) :
* روز پنجشنبه (۲۷/۰۱/۱۳۸۸) تیم استقلال تهران به مصاف تیم سایپا کرج رفت تا بتواند با شکست
این تیم و شکست ذوب آهن در مقابل ملوان به قهرمانی امیدوار شود. استقلال تا دقیقه ۹۰ با تک گل
آرش برهانی (از روی نقطه پنالتی) پیش بود که در دقیقه ۹۲ گل تساوی با ضربه سر کاظم برج لو به
ثمر رسید. پس از سوت پایان هواداران استقلال به فحاشی علیه محسن قهرمانی (داور بازی) ،
فدراسیون فوتبال و محمد مایلی کهن (سرمربی سایپا و تیم ملی) پرداختند. در نشست مطبوعاتی
با دلی پر ، امیر قلعه نوعی از اظهارات مایلی کهن در اهواز پیرامون تبانی شش سال پیش گلایه کرد
و گفت از او نمی گذرد و باید برای حرف هایش مدرک بیاورد. قلعه نوعی با نشان دادن تشویق شدنش
توسط هواداران پس از بازی به دوربین اختصاصی برنامه نود گفت : « این آقا (مایلی کهن) از این
مقبولیت داره می سوزه ... این آقا حرف بی ربط زیاد می زنه. » مایلی کهن نیز در کنفرانس مطبوعاتی
پس از بازی به تمجید از واکنش هواداران لیورپول در آنفیلد پس از حذف از لیگ قهرمانان اروپا در مقابل
چلسی پرداخت و گفت : علی رغم شرط بندی کلان قماربازهای انگلیسی و ضرر هنگفتی که متحمل
شدند ولی هیچ توهینی بینشان رد و بدل نشد. وی ادامه داد که قلعه نوعی باعث تحریک و فحاشی
تماشاگران نسبت به من شد. همچنین افزود که شرط بندی قماربازان به این حرکت تماشاگران شرف
دارد ! این موضوع با واکنش شدید باشگاه استقلال همراه شد و آنان در بیانیه ای سه بندی ، قاطعانه
از هوادارانشان و البته سرمربی شان حمایت کردند. سپس امیر قلعه نوعی از مایلی کهن به کمیته
انضباطی فدراسیون فوتبال ، شکایت کرد. در واکنش به این موضوع مایلی کهن هم از قلعه نوعی به
همین کمیته شکایت کرد و بیانیه زیر را که از زشت ترین واژگان تشکیل شده ، نثار امیر قلعه نوعی
کرد :
باسمه تعالی
مردم عزیز ، قهرمان و دوست داشتنی ایران سربلند و همیشه جاوید ، این روزها پس از بازی
شرافتمندانه ای که تیم سایپا با جوانان برومند و شایسته اش برابر رقیب خود انجام داد و به
اذعان همه ، تیم سایپا صرفا به ارائه یک بازی با برنامه ، کاملا جوانمردانه و پاک پرداخت ، اما
متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طی روزهای اخیر مورد هجوم ناجوانمردانه ترین الفاظ
در میدان مسابقه و بیرون از آن که تنها از شعبان بی مخ ها و نوچه هایشان برمی آید ، پرداختند
و درصدد آن هستند که ضعف های فنی خود را به این و آن نسبت بدهند و هر آنچه که خود و نوچه
هایشان لایق آن هستند با سیاه نمایی هر چه تمام تر به این و آن نسبت داده ، تا شاید بتوانند
ضعف های فنی خود را به نوعی از چشم این و آن لاپوشانی کنند.
لذا به همین منظور به این آقایان کوتوله و عوام فریب (کل یوم) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای
گروهبان قندلی شدن هستند اما لقب ژنرال را یدک می کشند ، می گویم که از گل دقیقه ۹۰
سایپا و پیامی که آن گل به پهنای ایران عزیز اسلامی داشته ، پند گرفته و هر چه سریعتر دست
از نوچه بازی و نوچه پروری برداشته و از کارهای ناصواب و عوام فریبی دست بردارند.
بدیهی است هیچ دستی بالاتر از دست خداوند عزوجل نیست و اوست که اگر بخواهد کسی را
خوار نماید ، خوار و اگر کسی را عزیز بداند ، عزیز خواهد کرد. این مطلب شامل حال گنده باقالی
هایی که به عنوان نوچه در کنار این آدم کوتوله هستند نیز می شود.
محمد مایلی کهن
پنجم) : بیانیه دوم مایلی کهن با مضمون استعفا از سرمربیگری تیم ملی (که با آن موافقت شد) :
باسمه تعالی
مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است .
نمیدانم چه بگويم ، چه بنويسم. به قول مجری محترم برنامه نود ، اين روزها بلوايی در فوتبال ما
به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشی از بيانيه احمقی به نام مايلی كهن
است. بله؛ محمد مايلی كهن. اين مزدور به مردم و ميهن ، كه به يكباره تمام قداست و زيبايی فوتبال
ما را شكسته و تنها نيمه خالی ليوان را ديده و همواره فرياد سر میدهد ای مردك (مايلی كهن)
چگونه به خودت اجازه دادی با الفاظی مانند گنده باقالی ، كوتوله و ... تقدس شعاری حماسی
مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين ببری. شعار پرمحتوا و زيبايی كه در عين سادگی در
مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته ؛ نه تنها در روابط با مايلی كهن بلكه ديگران نيز از آن بیبهره
نمیمانند. (داور ، بازيكن ، مربی و ...) .
ای خائن(مايلی كهن) آدم بیمنطق و نادان چرا و با كدام منطقی توی احمق به هنگام مسابقه
تيم سايپا با استقلال تهران ، هنگامی كه شعار میدادند توپ ، تانك ، فشفشه ، مايلی كهن و ...
توی نادان در صندلی ات نشستی و دم برنياوردی. ای مردك چرا با ديگران هم آواز نشدی و آن شعار را
تو نيز سر ندادی ، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتی بود كه در ورزشگاه
حاضر میشد) را نكشيدی و به او نگفتی كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بیمانند را هم صدا
با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ ، تانك ، فشفشه و ... .
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه
مورد لطف و تشويق خود قرار می دهند.
پسرم هيچ میدانی كه پدرت در تمامی دوران قهرمانیاش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته
بود. به راستی ای مزدور ، خائن ، گلادياتور ، با كدام منطق و جسارتی به خود اجازه دادی كه
بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند.
ای مردك عقبمانده در هزاره سوم با كدام جسارتی اين همه اتحاد و همدلی بين تماشاگران را
ناديده گرفته و درصدد آن هستی تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوری. چگونه است
كه چشمانت را بستی و بهترين تماشاگران دنيا را نمیبينی.
ای بدبخت فلك زده ، ای مردك عقب افتاده ، بيشتر اين عقبافتادگیات به خاطر اين است
كه نمی خواهيم تماشاگرنماهای واقعی را از كانال تلويزيونی همسايه ببينيم، هر چند چند بار
دعوت شدی و ديدی كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتی گل میزنند میروند و در بغل آنها
قرار میگيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه میبايستی تكه بزرگ بازيكن ، گوش او میشد. بيچاره در
به در از آن جا مانده ، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهای تماشاگران با
زمين مسابقه از بين نمیرفت و می بايستی بين آنها خندقی كنده میشد.
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازی برای هر دو تيم دست میزنند. اصلا آنها نه
تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگی ندارند. مگر میشود تيم مورد علاقهشان بازی
را واگذار كند و او برای تيم خود و رقيبش دست بزند. مگر میشود تيم مورد علاقهاش در پايان
مسابقه بازی را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نمیديدی كه اين مسابقه آخرين مسابقه
تيم مورد علاقه او و تو میباشد. پس بايد بر اساس اصول حرفهای گری از هر طريق ممكن و با هر ترفند
در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس ای آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه
اول نوشتی. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردی. از خودت خجالت بكش و به
خاطر اين همه پاكی ، دوستی ، صميميت ، اتحاد ، مردانگی ، تماشاگر خوب ، بازيكن خوب ، داور
خوب ، مربی خوب ، مدير خوب ، ورزشگاه خوب ، فدراسيون خوب ، روزنامه خوب ، خبرنگار
خوب ، تلويزيون خوب ، راديوی خوب و خيلی خوبهاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبیها
را شكستی از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صدای بلند بگو من لايق و شايسته مربيگری
تيم ملی كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.
عجيب است كه رودهدرازی میكنم اما اين پسر ؛ عليرضا (نوهام) اين شعر را میخواند: يه توپ
دارم قلقلیه، سرخ و سفيد و آبیه ، میزنم زمين هوا میره، نمیدونی تا كجا میره ، من اين
توپو نداشتم ، مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدی داد ، يه توپ قلقلی داد.
بابا ، عليرضای بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردی اما به خودم میآيم و می گويم اين پسر ۳ ساله از
من كوتوله ۵۵ ساله عقلش بيشتر است. صدايش میكنم و میگويم، عزيزم عجب توپی، عجب
صفايی ، عجب معرفتی ، عجب مروتی ، عجب مردانگی ، عجب دوستی ، بابا عليرضای بهتر از جانم
می شه به من هم يكی از اون توپ ها را بدی و با همان پاكی و صداقت صميميت و معصوميت تو.
محمد مايلی كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد. (سه شنبه ۰۱/۰۲/۱۳۸۸)
مرحله گروهی لیگ قهرمانان باشگاه های آسیا ۲۰۰۹ - ۲۰۰۸ :
بازی چهارم - گروه دوم - شهر دوحه قطر - ساعت : ۲۰ (به وقت تهران)
روز سه شنبه ۰۱/۰۲/۱۳۸۸ ، داور : نیشیمارو یوچی (ژاپن)
الغرافه قطر ۵ - ۱ پرسپولیس تهران (ایران) 
* اخطاری های پرسپولیس : علیرضا واحدی نیکبخت ، ابراهیم توره
* تک گل پرسپولیس : ضربه سر تماشایی علی کریمی در دقیقه ۷۶ از روی سانتر دقیق ایوان
پتروویچ
* گلزن های الغرافه : لوسیو فرناندائو (۷) ، کلمرسون (۴۴ ، ۴۶ و ۷۰) ، نشاط اکرم (۷۰)
* مشکلات پرسپولیس :
۱. در نیمه اول ایوان پتروویچ (بهترین بازیکن خارجی لیگ هفتم و یکی از بهترین های لیگ هشتم) که
نه مصدوم است و نه ناآماده در ترکیب تیم جایی نداشت. او متخصص سانتر و ارسال ضربات ایستگاهی
است. در غیاب او در نیمه اول ، ضربات ازاد بسیاری برای تیم محبوب پایتخت شکل گرفت که بازیکنان
دیگر آن را خراب کردند. دیدید بازی موثر ایوان در نیمه دوم و پاس گلش به علی کریمی را ؟ آیا حق ایوان
نیمکت نشینی است ؟ امیدوارم برای فصل بعد در پرسپولیس بماند و از پیشمان نرود. 
۲. ابراهیم توره ، کلکسیونی از اشتباهات و بازی ضعیف را به نمایش می گذارد چرا او را در پایان نیمه
اول تعویض نکردید ؟
۳. چرا باید محسن خلیلی که اتفاقا آماده هم هست روی نیمکت بماند و هادی نوروزی به عنوان آخرین
یار تعویضی وارد زمین شود ؟ می گویند اقای وینگادا لیست سیاه ندارد !!!
۴. چرا علیرضا محمد که بازی خوب و روانی را به نمایش گذاشته یا مازیار زارع باانگیزه که یک شوت
سهمگین به تیرک الغرافه کوبیده تعویض می شوند ولی بهادر عبدی و مجتبی شیری پراشتباه ،
همچنان فیکس هستند ؟!!!
۵. امشب نیکبخت خوب بود . حقیقی افتضاح بود . خط دفاع فاجعه و انگار که فقط علی کریم بود که از
پرسپولیس داشت فوتبال بازی می کرد. او این هفته به عنوان بهترین بازیکن هفته سی و دوم لیگ
هشتم (بازی مقابل پیکان) از طرف برنامه توپ طلائی (شبکه دوم سیما) انتخاب شد به دلیل این آمار
که در آن بازی به نمایش گذاشته بود : ۱ پاس گل ، ۱ گرفتن پنالتی ، ۶ شروع حمله ، ۴ ایجاد فرصت
گلزنی ، ۱ گرفتن اخطار از حریف و کسب ۷۵ امتیاز. امشب هم فقط او عالی بود. اصلا فقط او انگار از
تیم پرسپولیس در بازی بود !!!
۶. آقای نلو وینگادا باید تا پایان فصل (تا پایان لیگ هشتم ، جام حذفی جاری و مرحله گروهی لیگ
قهرمانان آسیا) در پرسپولیس بماند ولی به سرعت پس از اتمام فصل از ایران برود. باید به فکر یک
گزینه کارآمد بود نه سرمربی اخراجی تیم ملی اردن !!! این پرسپولیس با این کادر فنی به هیچ جایی
نمی رسد و البته با این کادر مدیریتی . 

فعلا خدانگهدار تا پست بعدی 

