تبليغاتX
جزیره ی تنهایی --- Island Alone

جزیره ی تنهایی --- Island Alone
به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا كه ترك بر دارد ، چینی نازك تنهایی من

علی خطیبی

من علی خطیبی متولد 19 آذرماه 1369 هستم و در محله نارمک تهران زندگی می کنم . دیپلم ریاضی دارم و پیش دانشگاهی هنر (به صورت غیر حضوری). وبلاگ جزیره تنهایی در تاریخ 17 آذرماه 1384 راه اندازی شد تا در موضوعات فرهنگی ، ورزشی ، هنری (بیشتر : سینما) و اجتماعی فعالیت داشته باشد.
از شما تقاضا دارم که با نظرات ارزشمندتان ، من را در جهت ارتقای سطح وبلاگ یاری کنید.
ضمنا با عضویت در خبرنامه ، می توانید از جدیدترین پست های وبلاگ آگاه شوید.
توضیح : در سمت راست ، لینک های بخش پیوندهای روزانه ، مطالبی هستند که به قلم من در دیگر سایت ها و وبلاگ ها به نمایش درآمده است. پروفایل وبلاگ نیز در آنجا قرار دارد.
در سمت چپ ، لینک های بخش پیوندها ، شامل دوستان من در دنیای وبلاگستان فارسی و سایت آنان که دوستشان دارم است. به آنها هم سر بزنید. وبلاگ ها و سایتهای دوست داشتنی دارند.

:: MLAS :: ام لاس





Powered by WebGozar

» فروردین 1389
» دی 1388
» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» مرداد 1386
» تیر 1386
» خرداد 1386
» اردیبهشت 1386
» فروردین 1386
» اسفند 1385
» بهمن 1385
» دی 1385
» آذر 1385
» آبان 1385
» مهر 1385
» شهریور 1385
» مرداد 1385
» تیر 1385
» خرداد 1385
» فروردین 1385
» اسفند 1384
» بهمن 1384
» دی 1384
» آذر 1384
» سايت سينمايي "‌ سينما فا "
» مدرسه راهنمایی غیرانتفاعی فیض
» دانلود شماره دوم مجله چند رسانه ای
» دانلود شماره نخست مجله چند رسانه ای
» مصاحبه اختصاصی با فربد تجویدی
» سومین مطلب من در سایت سینمای ما
» هنرستان کمال الملک تهران (تجریش)
» دومین مطلب من در سایت سینمای ما
» نخستین مطلب من در سایت سینمای ما
» پروفایل وبلاگ جزیره تنهایی
» وبلاگ محله نارمک
» دبيرستان غيرانتفاعي پسرانه سبحان
» توضیح :
» توضیحات هدیه تهرانی در مورد نمایشگاهش :
» محرومیت رضازاده ، برد پرسپولیس و سلام بر محرم :
» تولد من ، وبلاگ و مهرجویی ، درگذشت پایور :
» درخشش پایان ناپذیر درباره الی ... :
» پاسخ شهاب حسینی به شایعات :
» سینما ، سیما و فوتبال :
» قطار ابدی :
» فرش قرمز :
» بازیگران بی دفاع !!!

سینمای ما : شنبه بیست و پنجم مهر 1388

دوستان عزیز ، سلام  :

امروز یک زلزله ۴ ریشتری تهران را لرزاند ولی ما همچنان زنده هستیم.


اول) : حضور سینماگران ایرانی در آمریکا به دعوت آکادمی اسکار :

 

اگر یادتان باشد در اواخر سال گذشته بود که هیئتی ده نفره از بزرگان آکادمی

علوم و هنرهای سینمایی اسکار به دعوت نهاد غیر دولتی خانه سینما به

ایران آمدند و ضمن آشنایی با امکانات فیلمسازی در ایران به تماشای شاهکار

اصغر فرهادی " درباره الی ... " نشستند. حالا و در کمتر از یکسال ، آکادمی در

اقدامی مشابه جهت تبادل فرهنگ و آشنایی با امکانات هالیوود ، از ده نفر از

اهالی سینما دعوت رسمی به عمل آوردند. قرار شد که این سفر از ۱۰ تا  ۲۴

مهرماه ۱۳۸۸ باشد. بازدید از شرکت " پاناویژن " یکی از مهمترین برنامه های

هیئت ایرانی بود. میهمانان آکادمی اسکار این افراد بودند :

۱. محمد مهدی عسگرپور (مدیر عامل خانه سینما و کارگردان فیلم ۷:۰۵)

۲. امین تارخ (بازیگر و مدرس بازیگری)

۳. ابراهیم حاتمی کیا (کارگردان) : فیلم " به نام پدر " نیز به نمایش درآمد.

۴. رخشان بنی اعتماد (کارگردان) : فیلم " گیلانه " نمایش داده شد.

۵. مجتبی راعی (کارگردان) : فیلم " سفر به هیدالو " نمایش داده شد.

۶. فرهاد توحیدی (فیلمنامه نویس) : فیلم " پرونده هاوانا " نشان داده شد.

۷. علیرضا رئیسیان (کارگردان)

۸. رضا کیانیان (بازیگر) : فیلم ۷:۰۵ به نمایش درآمد.

* ۹ . مجتبی میر طهماسب (ممنوع الخروج اعلام شد.)

* ۱۰. فاطمه معتمد آریا (ممنوع الخروج اعلام شد.)

ممنوع الخروج شدن این دو هنرمند با بازتاب هایی منفی در آمریکا مواجه

شد. دلیل این موضوع به صورت دقیق روشن نیست ولی به نظر می رسد

که به مواضع این دو هنرمند در ایام انتخابات و پس از آن مرتبط باشد !!!

فاطمه معتمد آریا روز جمعه در متنی کوتاه شایعه ای که پیرامون ملاقات

او با مسئولان دولتی برای رفع مشکل خروجش منتشر شده بود را به

صورت کامل تکذیب کرد و گفت که اصلا" چنین ملاقاتی نداشته است.

* نام برنامه ای که در سالن جیمربریج دانشگاه UCLA لس آنجلس برای

هنرمندان ایرانی تدارک دیده شده بود ، این بود :

" از نزدیک و شخصی : فیلمسازان ایرانی به روایت خودشان "


دوم) : جعفر پناهی (کارگردان مطرح کشورمان) ممنوع الخروج شد :

 

جعفر پناهی که قرار بود پس از سفری کوتاه به پاریس ، عازم کشور

هندوستان شود تا در هیئت داوری دو جشنواره مهم این کشور حضور

داشته باشد ، ممنوع الخروج اعلام شد. دلیل این موضوع نیز احتمالا"

مشابه موضوعی است که برای معتمد آریا و میر طهماسب روی داده

است. با این اتفاق حضور پناهی در هیئت داوران جشنواره " مومبا " و

جشنواره فیلم " کودک و نوجوان هند " در هاله ای از ابهام قرار گرفت !


سوم) : مراسم تقدیر از " مجید مجیدی " فیلمساز برجسته کشورمان با

نمایش " آواز گنجشگ ها " در شهر پاریس برگزار خواهد شد.


چهارم) : درخشش جهانی " درباره الی ... " ادامه دارد :

 

نماینده سینمای ایران در اسکار امسال ، با فروش خوبی در نخستین

روزهای اکرانش در کشور فرانسه مواجه شده است. همچنین در سومین

دوره جشنواره فیلم " آسیا - پاسیفیک " در چهار رشته بهترین فیلم بلند،

بهترین کارگردانی (اصغر فرهادی) ، بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و

بهترین بازیگر زن (گلشیفته فراهانی) نامزد دریافت جایزه شده است.

* در این دوره ، نام " علی محمد قاسمی " در میان نامزدهای بهترین

فیلمبرداری به خاطر فیلم " چراغی در مه " دیده می شود.

* مراسم اعطای جوایز به برگزیدگان ، ۵ آذرماه ۱۳۸۸ در استرالیا برگزار

خواهد شد.


پنجم) : دو حاشیه ایرانی در جشنواره فیلم نورنبرگ آلمان :

 

۱. جایزه پرسپکتیو جشنواره فیلم حقوق بشر نورنبرگ آلمان به " محسن

مخملباف " به خاطر دستاوردهای هنری و فعالیت برای دفاع از حقوق بشر

اهدا شد که او نیز جایزه اش را به شیخ اصلاحات تقدیم کرد.

۲. نرگس کلهر (دختر ۲۵ ساله ی مهدی کلهر " مشاور رسانه ای محمود

احمدی نژاد) که با فیلم " دارخیش " که اقتباسی از اثر " گروه محکومین "

کافکا است در جشنواره حاضر بود. وی در آخرین روز جشنواره در اقدامی

غافلگیرکننده ، به انتقاد از شرایط موجود پرداخت و به آلمان درخواست

پناهندگی داد. این موضوع در روز ۲۱ مهرماه ۱۳۸۸ روی داد.


ششم) : در روز حافظ ، با حضور دکتر امید روحانی (منتقد) و جمشید

مشایخی (بازیگر) از تمبر یادبود " مسود کیمیایی " در شیراز رونمایی

شد. مسعود کیمیایی در این مراسم گفت که مخالفتی با بازسازی

قیصر ندارد به شرطی که فیلم سیاه - سفید و عکس به عکس باشد.


هفتم) : در حالی که " جواد شمقدری " از فیلم شش سال در توقیف

مانده " به رنگ ارغوان " (ابراهیم حاتمی کیا) رفع توقیف کرد ، در روز

بعد از این ماجرای دلگرم کننده ، سه روزنامه " تحلیل روز " ، " آرمان "

و " فرهنگ آشتی " توقیف شدند ! جالب اینکه بسیاری از فیلم ها

همچون : تسویه حساب (تهمینه میلانی) ، صد سال به این سالها

(سامان مقدم) ، آتشکار و ... در بلا تکلیفی به سر می برند.


فعلا" خدانگهدار تا پست بعدی



ارسال این مطلب به:

یاهو مسنجر بالاترین خوشمزه دنباله فریندفید اویاکس کلوب تویتر

" پایان تلخ " یا " تلخی بی پایان " : دوشنبه بیستم مهر 1388

دوستان عزیز ، سلام   :


از همه شما دوستان عزیز هنر دوست تقاضا دارم که برای شفای همه

بیماران به خصوص خانم مهدیس عزیزپور (خواهر محترم متین عزیز پور) که

از ۱۵ مهرماه توی بیمارستان بستری هستند و همچنین برای خانم فائزه

تقوا که از همکاران من در مجله چند رسانه ای مون هستند و در مسابقات

کارتینک ماشینشون چپ کرده و کمرشون آسیب دیده ، دعا کنید.

* خوشبختانه به ما خبر رسیده که خانم عزیزپور به خانه برگشته اند ولی

دعا می کنیم که هر چه سریعتر تبشان نیز قطع شود. حال خانم تقوا هم

بهتر شده است.  


هفته یازدهم از نهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران (جام خلیج فارس)

ورزشگاه تختی اهواز ، داور : محسن قهرمانی ، ساعت : ۱۷

یکشنبه : ۱۹/۰۷/۱۳۸۸ ، تماشاگر : ۱۳ هزار نفر

 فولاد خوزستان ۰ - ۰ پرسپولیس تهران

* از روی خطای میثاق معمارزاده بر روی بارتلوویچ ، یک ضربه پنالتی در

دقیقه ۴ تقدیم فولاد شد. میثاق شانس آورد که نه تنها اخراج نشد ، بلکه

کارتی هم دریافت نکرد. سعید رمضانی پنالتی را درست همان جایی زد

که معمارزاده حضور داشت و با واکنش خوب او ، خوشبختانه گل نشد.

* به نظر می رسد که بازیکنان پرسپولیس ، همچنان از مشکل بدنی

ناشی از دیر شروع شدن تمرینات بدن سازی رنج می برند ! از دقیقه

۷۰ بازی ، توان دویدن نداشتند و فولاد بهتر و مسلط تر در این دقایق

پایانی ، بازی می کرد.

* نمی دانم که چرا آقای کرانچار از حمیدرضا علی عسگری در خط دفاع

استفاده می کنند در شرایطی که او یک هافبک آینده دار است ! فراموش

نکنید بازی هایش در پست هافبک و نفوذش در دقیقه ۲۲ همین بازی

که با شوتی خطرناک از جانب وی همراه شد.

* بهترین موقعیت پرسپولیس در کل بازی ، شوت دقیقه ۸۰ میثم بائو

بود که با بدشانسی به تیرک افقی دروازه فولاد اصابت کرد.

* یادتان نرود که تیم جوان و بحران زده فولاد که به تازگی مجید جلالی را

جایگزین لوکا بوناچیچ بر روی نیمکت کرده ، در دقایق ۳۵ تا ۴۵ ، کاملا" از

پرسپولیس بهتر بازی می کرد و مرتب به خلق موقعیت می پرداخت. با

وجود اینکه در دقیقه ۱۱ یک تعویض اجباری (با مصدومیت بارتلوویچ) برای

آنها پیش آمده بود !!!

* زلاتکو کرانچار هیچ اعتقادی به استفاده از اشپیتیم آرفی آماده ندارد

و نوروزی که دیگر در اوج نیست یا مجتبی زارعی که جز سانترهای بی

هدف و کم دقت کار خاصی نمی کند را بر او ترجیح می دهد. نوروزی به

دلیل فیزیکی که دارد نمی تواند تک مهاجم باشد و نیازمند مکمل است.

نباید در سیستم ۱ - ۳ -۲ - ۴ از آرفی که یک مهاجم نوک عالی است

چشم پوشی کرد. چرا خلیلی حتی در فهرست ۱۸ نفره هم نیست ؟!

* خط دفاعی همچنان مشکل دارد. ببینید در دقیقه ۱۴ چقدر راحت

آرش افشین (مهاجم فولاد) با معمارزاده تک به تک شد !!!

* خیلی خوشحال می شوم اگر یک نفر پیدا شود و عملکرد سامان

آقازمانی در این بازی را برایم شرح دهد. واقعا" چیز خاصی از او دیدید ؟


* پایان تلخ پرونده "بهنود شجاعی" با حرکات قابل تامل خانواده شاکی :

تیتر : " آخرين برگ پرونده بهنود " ، صفحه ۱۱ شماره ۲۰۵۷ روزنامه اعتماد

نویسنده : مرجان لقایی (گروه حوادث روزنامه اعتماد)

آخرين برگ پرونده بهنود شجاعی پسری که ۹ بار تا يک قدمی مرگ رفته بود

روز گذشته لای پوشه صورتی رنگ قرار گرفت. اين برگ گواهی مرگ او بود تا

به اين ترتيب پرونده پر تنش بهنود هم در ميان پرونده های بايگانی شده

دادگستری استان تهران جای گيرد. به گزارش خبرنگار ما، پرونده بهنود

شجاعی پسری که در ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده بود از سال ها پيش

توجه بسياری از فعالان اجتماعی در داخل و خارج از ايران را به خود جلب

کرد. بهنود متهم بود در ۱۶ سالگی در يک دعوای خيابانی جوانی به نام

احسان را با ضربه چاقو به قتل رسانده است. هر چند بهنود ادعا می کرد

تنها يکی از دو ضربه چاقويی را که به احسان اصابت کرده او زده است،

دادگاه او را به قصاص محکوم کرد و پس

از آن بهنود ۱۶ساله بايد دو سال در زندان می ماند تا با رسيدن به سن

قانونی زمان اجرای حکم قصاص او فرا رسد. در اين مدت بسياری از فعالان

اجتماعی، هنرپيشگان، دست اندرکاران سينما و چهره های ورزشی به

ديدار خانواده احسان رفتند و از آنها خواستند بهنود را به خاطر نوجوان

بودنش ببخشند. اما خانواده احسان فقط خواستار قصاص اين نوجوان

بودند. حساسيت روی اعدام بهنود به جايی رسيد که آيت ا... شاهرودی

رئيس وقت قوه قضائيه دستور داد اجرای حکم اين نوجوان متوقف و تلاش

برای جلب رضايت اوليای دم آغاز شود.

زمانی که اين خبر در مطبوعات منتشر شد يک بار ديگر فعالان اجتماعی از

جمله مهتاب کرامتي و عزت ا... انتظامی تلاش خود را براي نجات بهنود به کار

بستند. انتظامی در مورد جلسه ای که با خانواده احسان داشت، گفته بود ؛

ساعت ها پشت در خانه مقتول منتظر شدم. آنقدر ايستادم تا بالاخره در را باز

کردند. از ۱۰ شب تا سه بعد از نيمه شب با مادر و پدر احسان صحبت کردم.

من پيرمرد بارها گريه کردم و از آنها خواستم به پسري که در ۱۶سالگی

مرتکب خطايی شده است رحم و از قصاص او صرف نظر کنند. قبول دارم آنها

هم فرزندشان به قتل رسيده بود و داغدار بودند اما بهنود می گفت فقط يک

ضربه از دو ضربه را به احسان زده است. به مادر احسان گفتم اگر حرف بهنود

درست باشد و پسر تو به دست شخص ديگری کشته شده باشد جواب خدا

را چه خواهی داد. ساعت ها گفت وگوی ما سرانجام به نتيجه رسيد. مادر

احسان گفت از بهنود گذشت می کند. پدرش هم به ديه رضايت داد. آنها به

من گفتند ديگر ناراحت نباش ما رضايت داديم. من هم اميدوار از خانه مادر

احسان بيرون آمدم. چند روز بعد دوباره جلسه يي برگزار شد و آنها گفتند

 ۶۰۰ ميليون تومان پول می خواهند. زمانی که اين خبر از سوی اوليای دم

اعلام شد هنرمندان در جلسات مختلفی که با مردم داشتند تلاش کردند

اين مبلغ کلان را جمع آوری کنند. اما چند روز بعد پدر و مادر احسان گفتند

اعلام رضايت نکرده اند و خواهان اجرای حکم هستند. چند روز بعد فيلمی

از جلسه مورد ادعای هنرمندان در اختيار واحد اجرای احکام دادسرای

جنايی تهران قرار گرفت. آن فيلم نشان می داد هر آنچه عزت ا... انتظامی

گفته است صحت دارد. اين بار پدر و مادر احسان با ظرفی پر از بنزين در

مقابل دادسرای جنايی تهران حاضر شدند و گفتند حالا که اين فيلم منتشر

شده است اگر بهنود اعدام نشود آنها خودشان را آتش می زنند. سرانجام

فيلم اعلام رضايت به دادگاه رفت تا مورد بررسی قرار گيرد. در اين ميان چند

تن از آيات عظام از جمله مکارم شيرازي فتوايی دادند مبنی بر اينکه اگر

رضايت شفاهی هم اعلام شده باشد اين رضايت شرعی است اما دادگاه

اعلام کرد فيلم را نمی توان به عنوان مدرکی بر اعلام گذشت قبول کرد و

نشانی از رضايت در آن ديده نمی شود و تقاضای قصاص از سوی اوليای

دم درست است. پرونده بهنود روز به روز بغرنج تر مي شد. اصرار خانواده

احسان برای اعدام باعث شد تا اين پسر سه بار پای چوبه دار برود و پنج

مرتبه ديگر نيز برای اجرای حکم به قرنطينه منتقل شود. بهنود آن روزها

در گفت و گويی کوتاه و تلفنی به خبرنگار ما گفت؛ تحمل شب آخر اعدام

برايم آن قدر سخت است که ديگر نمی خواهم آن را تکرار کنم. انتظار برای

مرگ هر لحظه اش مرگ آور است. ديگر نمی توانم تحمل کنم در واقع من

سه بار اعدام شده ام. سه بار پای چوبه دار رفتن زجر مضاعفی است که

بر من روا داشته اند. دلم برای مادربزرگ پيرم می سوزد. بهنود در آخرين

جملاتش گفت؛ من به عمد احسان را نکشتم. من فقط ۱۶سال داشتم.

اگر او به مادرم که در بچگی ام مرده بود فحش نمی داد و مرا تحريک

نمی کرد اصلاً طرفش نمی رفتم. من احسان را نمی شناختم اما او با

تحريک يکی از دوستانم به مادرم فحش داد. مادرم را هر شب در خواب

می بينم. او جايگاه بزرگی در قلب من داشت و در واقع نقطه ضعف من

بود. من از همه کسانی که حکم مرا متوقف کردند ممنونم اما نمی دانم

دفعه بعد چه خواهد شد. من بايد يک بار ديگر شب قبل از اعدام را تجربه

کنم. نيمه شب شنبه همان لحظاتی بود که بهنود می گفت کابوس آن

را می بيند. حدود 200 نفر از هنرپيشگان و چهره های اجتماعی در برابر

زندان اوين حاضر شدند. مادر ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی هم در ميان

آنها بودند. اين دو زن به پای مادر احسان افتادند و از او خواستند تا به بهنود

جوان رحم کند. حتی يکی از اقوام احسان آمده بود تا از خانواده برادرش

بخواهد از خون احسان بگذرند. پدر و مادر احسان يک بار ديگر قول دادند از

قصاص می گذرند فقط می خواهند بهنود را در حالی که طناب دار دور گردن

اوست، ببينند. اما اين وعده ها فقط برای چند دقيقه بود. زمانی که پدر، مادر

و برادر احسان به سمت در زندان اوين رفتند برادر احسان عکسی از جيبش

بيرون آورد که نشان می داد سينه احسان چاقو خورده است. او خطاب به

حاضران گفت به اين عکس نگاه کنيد ما بهنود را نمی بخشيم. ۲۰۰ فعال

اجتماعی پشت در زندان دعا می کردند تا اوليای دم رضايت دهند، اما آن

سوی در آهنی اين بهنود بود که براي چهارمين بار با قدم های لرزان و هدايت

مسوولان زندان به سمت اتاق مرگ می رفت. زماني که او در برابر مادر

احسان قرار گرفت زانو زد و التماس کرد. بهنود آخرين جملاتش را گفت؛ «من

مادر ندارم. تو براي من مادري کن.» اما اين جملات هم نتوانست در مادر

احسان کارساز باشد. بهنود با رنگ پريده و در حالی که پاهايش را روی زمين

می کشيد از مسوولان اجرای احکام خواست اجازه دهند نماز صبح را بخواند.

نماز که به پايان رسيد بهنود به داخل اتاق هدايت شد. باز هم التماس کرد

اما مادر احسان اين بار خواست خودش طناب را به گردن بهنود بيندازد ولی

گفت شايد او را ببخشد. اين زن چند ثانيه بعد به سمت صندلی رفت و به

اتفاق شوهرش لگدی به آن زد. بهنود از طناب آويزان ماند و يک دقيقه بعد

پزشک حاضر در زندان مرگ بهنود را تاييد کرد. اين سوی درهای زندان اوين

زمانی که سرباز اعلام کرد بهنود شجاعی اعدام شد جمعيت ساکت و بدون

کلمه يی حرف محل را ترک کردند. فقط عموی بهنود بود که از حاضران به

خاطر تلاش هايی که برای نجات جان برادر زاده اش کردند تشکر کرد.


* گزارش خبرنگار اعتماد از مقابل زندان اوين هنگام اجراي حکم بهنود :

اوين ، ساعت ۴:۳۰ بامداد - نویسنده : محمد جعفری

يک چهارپايه ، چند متر طناب و يک ميله افقی. همين ها براي برپايی چوبه

دار و اجرای حکم يک محکوم به مرگ کافی است. سحرگاه ديروز چهارپايه و

طناب و ميله به هم رسيدند تا جان بهنود شجاعی را در ۲۱ سالگی بگيرند.

از ساعت های اوليه بامداد ديروز افرادی که قلب شان برای ادامه حيات بهنود

می تپيد مقابل در ندامتگاه اوين تجمع کرده بودند تا شايد گشايشی در

پرونده بهنود حاصل شود و اوليای دم از خونخواهی بگذرند. پيش از اين تا

آخرين ساعات شنبه تلاش ها ادامه داشت تا رئيس جديد قوه قضائيه که او

نيز يک بار از اجرای حکم جلوگيری کرده بود باز هم دست به قلم ببرد و

فرصتی دوباره به بهنود بدهد اما نسخه حيات بخش بهنود صادر نشد.ساعت،

دو بامداد نشان را می داد. جمعيتی حدود يکصدنفر مقابل در زندان تجمع کرده

بودند؛ طبق گفته حاضران برخی از آنها از ساعت های اوليه شب به آنجا رفته

بودند؛ از جمله مادر سهراب اعرابی. اين زن در حالی که يک پلاکارد در دست

داشت انتظار می کشيد تا خانواده احسان- مقتول- به زندان بيايند تا از آنها

بخواهد بهنود را عفو کنند. روی پلاکارد خانم اعرابی اين جمله نوشته شده

بود؛ خانواده اولياي دم، لذتی که در بخشش است در انتقام نيست. تمنا دارم

گذشت کنيد. بسياری از زن هايی که پشت ديوارهای سيمانی و بلند زندان

ايستاده بودند قلب شان برای بهنود می تپيد و خود را مادر او می دانستند.

عقربه های ساعت به سرعت حرکت کردند و ساعت ۴:۳۰ را نشان دادند. در

اين ساعت حاضران که حالا تعدادشان قريب به ۲۰۰ نفر شده بود به سمت

خودرويی که اوليای دم از آن پياده می شدند، هجوم بردند. سرنشينان خودرو

چهار نفر بودند؛ پدر، مادر، خواهر و برادر احسان. از آن لحظه خواهش و

التماس ها شروع شد. حاضران از سن و سال های مختلفی بودند. ابتدا چند

زن و مرد سالخورده پيش قدم شدند تا شايد به حرمت موی سپيدشان اوليای

دم گذشت کنند. چند دختر جوان مقابل در ورودی زندان ايستاده بودند تا مانع

ورود اوليای دم شوند. برخی ديگر نيز ترجيح می دادند از دور نظاره گر اين

صحنه ها باشند و با ذکرهايی که زير لب زمزمه می کنند از خدا برای نجات

بهنود مدد بگيرند. التماس های حاضران سرانجام باعث شد پدر احسان به

حرف بيايد. او از رنجی که از فقدان پسرش کشيده گفت و بی قراری های

مادر احسان را يادآور شد. اما اين باعث نشد رايزنی ها متوقف شود.

بسياری به دست و پای پدر و مادر احسان بوسه می زدند. در اين لحظات

چند نفر از هنرمندان سينما نيز به جمعيت پيوستند. حسن فتحی ، حامد

بهداد و کيانوش عياری از جمله اين افراد بودند که هر يک به نحوی در تب و

تاب بودند تا بهنود بار ديگر بتواند طلوع خورشيد را ببيند. دقايقی بعد يک

دستگاه آمبولانس پزشکی قانونی به سرعت خيابان منتهی به زندان را

طي کرد و از در اصلی گذشت. اين موضوع بر اضطراب حاضران افزود و موجب

شد رايزنی ها شديدتر ادامه يابد. سرانجام التماس ها به نتيجه رسيد و پدر

احسان رضايت ضمنی خودش را اعلام کرد. مادر مقتول هم ابراز اميدواری

کرد تا شايد وقتی بهنود را پای چوبه دار ببيند او را عفو کند. افرادی که از اين

خبر خوش مطلع شده بودند با ذکر صلوات فرياد کشيدند. اميدها بار ديگر

زنده شد. اين بار اشک ها اشک شوق بود؛ شوق نجات پسری که چند

دقيقه بيشتر با مرگ فاصله نداشت.حاضران سعی می کردند صدايشان را

به آن سوي ديوارهای بلند زندان برسانند. پايان دعای توسل آغازی بود بر

اضطرابی مرگبار. در اين بين چند نفر از حاضران به خاطر استرس زياد

بيهوش شدند و ديگران نيز حال و روز بهتری نداشتند. زمان متوقف شده

بود. هيچ کس خبری از آن سوی ديوارها نداشت. فقط يک معجزه

می توانست بهنود را نجات دهد. به همين دليل همگان از خدا معجزه

طلب می کردند. عاقبت در زندان باز شد. دو وکيل بهنود رمقی برای بيرون

آمدن نداشتند. محمد مصطفايی مقابل در توقف کرد و با صدای بلند اين

جمله را گفت؛ بهنود اعدام شد. حالا ديگر شيون و زاری جای سکوت را

گرفته بود. اعضای خانواده بهنود بی قرارتر از ديگران بودند. پدر او اعدام

پسرش را باور نداشت و تا رودرروی وکيل بهنود نايستاد و جمله را بار ديگر

نشنيد مرگ او را نپذيرفت. همه تلاش ها بر باد رفته بود.مصطفايی که بريده

بريده صحبت می کرد در چند جمله صحنه اجرای حکم را اين طور شرح داد؛

پس از آنکه صورت جلسه تنظيم شد قاضی اجرای احکام از بهنود خواست

وصيت کند. او گفت وصيتی ندارد و فقط از خانواده احسان حلاليت

می طلبد.

بعد از آنکه اوليای دم صورت جلسه را امضا کردند همگی به داخل يک اتاق

سربسته رفتيم. طنابی آبی رنگ از يک ميله آويزان بود و انتظار قربانی اش

را می کشيد. بهنود تا پيش از اين اميدوار بود باز هم بتواند با دريافت مهلت

از مهلکه بگريزد اما وقتی چهره مصمم پدر و مادر احسان را ديد اميدهايش

رنگ باخت. او که بدنش می لرزيد به دست و پای آنها افتاد تا شايد دل شان

به رحم بيايد و از قصاص او در ۲۱ سالگی بگذرند. در چنين شرايطی به دست

و پای بهنود دستبند و پابند زده شد و او روی چهارپايه مرگ ايستاد. مسوولان

زندان و قاضی اجراي احکام بار ديگر از اوليای دم خواستند از خون خواهی

بگذرند اما آنها گفتند شايد اگر طناب دار را در گلوی بهنود ببينند، منصرف

شوند. سرانجام طناب آبی رنگ دور گلوی بهنود حلقه زد و پدر و مادر احسان

در يک لحظه به سوی چهارپايه هجوم بردند و زير پای بهنود را خالی کردند. او

در آسمان معلق شد و بعد از دقايقی ديگر تکان نخورد. او مرده بود.حدود نيم

ساعت از اعلام خبر اجرای حکم گذشته بود اما حاضران همچنان مقابل در

زندان ايستاده بودند تا از احساس اوليای دم پس از اجرای حکم باخبر شوند،

اما از آنها خبری نشد تا اينکه جمعيت متفرق شد.


فعلا" خدانگهدار تا پست بعدی



ارسال این مطلب به:

یاهو مسنجر بالاترین خوشمزه دنباله فریندفید اویاکس کلوب تویتر

به رنگ ارغوان : شنبه هجدهم مهر 1388

دوستان عزیز ، سلام  :


بازدید من از سومین جشنواره رسانه های دیجیتال :

 

عصر روز پنجشنبه ۱۶ مهرماه ۱۳۸۸ با مترو عازم مصلی تهران شدم. هدف اصلی ام

از حضور در نمایشگاه سر زدن به غرفه سینمای روز (غرفه ۱۹۴) و ملاقات با آقای

محمد پور صادقی و زحمتکشان سایت سینمای روز و مدیران مجله چند رسانه ای

خودمون بود. حدود ده دقیقه به ۱۶ وارد نمایشگاه شدم. در بیرون فقط یکی از

درهای مصلی باز بود و آنجا هم یک سرباز به بازرسی بدنی می پرداخت.

خلاصه آنقدر شلوغ شد و مردم به این شیوه اعتراض کردند که بی خیال شدند و

در آن بخش را به طور کامل باز کردند.

نمایشگاه بسیار بی نظم تر از دوره قبل بود. مردم کمتری هم نسبت به سال

گذشته برای بازدید آمده بودند. از روی بد شانسی و صد البته بی نظمی

نمایشگاه ، غرفه سینمای روز را نتوانستم پیدا کنم و دست از پا درازتر برگشتم.

امیدوارم در آینده نظم بیشتری بر فضای نمایشگاه حاکم باشد و یک نقشه و

راهنمای درست و حسابی به هر یک از بازدیدکنندگان داده شود تا اینقدر

سرگردان نباشند.


* یک خبر خوب : " به رنگ ارغوان " رفع توقیف شد.  

 

فیلم سینمایی " به رنگ ارغوان " (ابراهیم حاتمی کیا) سرانجام پس از

شش سال ، از محاق توقیف خارج خواهد شد.

تلاش های مداوم و نامه نگاری های پیاپی ابراهیم حاتمی کیا ، سید

جمال ساداتیان و حمید فرخ نژاد به مسئولان مختلف کشور با نظر

مساعد جواد شمقدری زمینه را برای حضور " به رنگ ارغوان " در

جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر (امسال) فراهم کرد. با توجه به

بازخوردهای مردم در جشنواره با اثر ، تصمیم برای زمان اکران عمومی

گرفته خواهد شد. امیدواریم که این رفع توقیف برای جلب نظر بخش

محدودی از سینماگران نباشد و فیلم های ارزشمندی نظیر : آتشکار

نیز هر چه سریعتر رفع توقیف شوند.


هفته دهم از نهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران (جام خلیج فارس)

سه شنبه : ۱۴/۰۷/۱۳۸۸ ، ساعت = ۱۷:۰۵

ورزشگاه آزادی تهران ، داور : سعید بخشی زاده

تماشاگر : ۲۰ هزار نفر ، گزارشگر تلویزیونی : پیمان یوسفی

 پرسپولیس تهران ۴ - ۲ مقاومت سپاسی شیراز  

* بعد از برکناری عباس انصاری فرد از مدیر عاملی باشگاه ، حبیب کاشانی

به عنوان سرپرست موقت ، مسئولیت انتخاب مدیر عامل جدید را ظرف

حداکثر سه ماه از سوی سازمان تربیت بدنی عهده دار شد. به دلیل حضور

کاشانی در شورای شهر تهران وی اگر بخواهد خودش به سمت مدیریت

باشگاه نائل شود ، باید از شورای شهر خداحافظی کند که این موضوع

بعید است. محمد دادکان نیز به دلیل دلخوری های به حقی که دارد در

این مقطع حاضر به پذیرش سمت اجرایی نیست. البته شاید اگر از او

دلجویی شود ، نظرش تغییر پیدا کند. به هر حال حضور کاشانی ، زمینه

را برای بازگشت حسین هدایتی به هیئت مدیره و علی کریمی در نیم

فصل به تیم (در صورت خط زدن موجه یک بازیکن) فراهم می کند.

حضور کاشانی و شارژ مالی بازیکنان توسط سازمان در آستانه این

بازی ، پیشاپیش خبر از پیروزی مقابل مقاومت سپاسی می داد ولی

کسی تصور چنین نتیجه ای را نمی کرد. هر چند که اگر داور گل صحیح

مقاومت در دقیقه ۶ را مردود اعلام نمی کرد ، شاید قضیه تاحدودی

فرق می کرد. یادتان نرود که سیامک کوهنورد در دقیقه ۷۷ نتوانست

دروازه خالی پرسپولیس را باز کند. طبق آمار اعلام شده در پایان بازی

نیز موقعیت خطرناک مقاومت ۷ و پرسپولیس ۹ بود. ضمن تبریک این

پیروزی باید بگویم که نباید زیاد مغرور شد و اشتباهات محرز کرانچار

را در نظر نگرفت.

* دکتر محمد دادکان در استادیوم حضور داشت. جو ورزشگاه و شعارهای

آن بسیار سفارشی به نظر می رسید.

* میثم بائو بدون شک بهترین بازیکن پرسپولیس در این بازی بود. از روی

سانتر او بود که هادی نوروزی در دقیقه ۵۴ گل دوم بازی را به ثمر رساند.

شوت زیبایش در دقیقه ۱۳ هم با اختلافی اندک از کنار دروازه به بیرون

رفت. در دقیقه ۸۰ نیز با پاس نوروزی یک شوت معرکه زد و توپ را به تور

دروازه مقاومت چسباند. همکاری او با شیری و در نهایت ضربه هوار ملا

محمد در دقیقه ۸۴ باعث گل چهارم تیم شد. دریبل زیدانی و حرکات

نمایشی جالبی هم در اواخر بازی داشت.

* گل اول هم که یک سوپر گل با سانتر زیبای شیث و کنترل و شوت

سر ضرب تماشایی کریم باقری در دقیقه ۱۱ بود.

* گل پنجم پرسپولیس توسط آرفی هم صحیح بود که داور به اشتباه

آن را مردود اعلام کرد.

* گل های تماشایی مقاومت که بهنام افجه (۸۷) و نظری (۱+۹۰) به

ثمر رساندند هم یک زنگ خطر جدی برای خط دفاع بود.

* نمی دانم که چرا به جای مجتبی زارعی که عملکرد خوبی در

بازی نداشت ، از ابتدا از اشپیتیم آرفی استفاده نشد ؟!!!

آرفی دارد قربانی تصمیمات غیر منطقی زلاتکو کرانچار می شود !

* چرا باید حمید علی عسگر در خط دفاعی قرار داده شود (به

جای علیرضا محمد) ؟!!!

* وسلی برازیلیا به دلیل سه اخطاره بودن از این بازی محروم بود.


فعلا" خدانگهدار تا پست بعدی



ارسال این مطلب به:

یاهو مسنجر بالاترین خوشمزه دنباله فریندفید اویاکس کلوب تویتر

دربی 67 : شنبه یازدهم مهر 1388

دوستان عزیز ، سلام   :


شصت و هفتمین شهرآورد (دربی) پایتخت با ششمین تساوی ۱ - ۱

سرخ آبی ها همراه شد.  

http://www.perspolisnews.com/images/88/DARBI_2/DARBI_3/8.jpg 

هفته نهم از نهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران (جام خلیج فارس)

جمعه : ۱۰/۰۷/۱۳۸۸ ، ساعت ۱۴:۳۰ ، ورزشگاه آزادی تهران

تماشاگر : ۷۵ هزار نفر ، داور : محسن ترکی

 استقلال تهران ۱ - ۱ پرسپولیس تهران

نیمه اول این بازی طبق معمول ، چنگی به دل نمی زد. ای کاش دربی بزرگ

پایتخت همیشه از نیمه دوم شروع می شد !

البته در نیمه اول سه موقعیت خطرناک نصیب استقلال و یک موقعیت خطرناک

نصیب پرسپولیس شد. پس می توان برتری نسبی در نیمه نخست را به نام

استقلال ثبت کرد به ویژه بابت شوت از راه دور رضا عنایتی و واکنش فوق العاده

معمارزاده (۲۸) ، ضربه سر پژمان منتظری (۳۰) و ضربه زیبای اکبرپور در دقیقه

۴۳.

پرسپولیس تا اواسط نیمه دوم عملکرد بهتری نسبت به حریف داشت.

در نهایت در دقیقه ۴۸ یک ضربه پنالتی برای قرمزپوشان به دست آمد.

پنالتی که البته هوشنگ نصیرزاده (کارشناس) آن را مشکوک می داند.

به نظر من اگر خطا بود ، باید طالب لو اخراج می شد چرا که موقعیت مسلم

گلزنی را سلب کرده بود ولی داور به او کارت نشان نداد !!!

طالب لو پنالتی مهدی شیری را مهار کرد ولی از روی ریباند آن ، عادل

کلاه کج (دقیقه ۵۰) پرسپولیس را پیش انداخت.

پس از گل پرسپولیس ، استقلال حملات پر دامنه ای را آغاز کرد و در نهایت

از روی سانتر فابیو جانواریو و مشارکت رضا عنایتی ، حسین کاظمی گل

تساوی را (دقیقه ۵۵) به ثمر رساند.

حرکت شادی پس از گل عبدالصمد مرفاوی (سرمربی استقلال) و بهزاد

غلامپور (مربی دروازه بانان این تیم) خیلی جالب بود !

یک توپ به تیرک پرسپولیس ، موقعیت خطرناک عنایتی (۵۲) ، ضربه

تماشایی رضا عنایتی (۶۲) و شوت سنگین بیک زاده در دقیقه ۶۵ از

مهمترین موقعیت های تیم استقلال در نیمه دوم بودند و پرسپولیس نیز

در نیمه دوم موقعیت های خطرناکی را با کم دقتی هوار ملا محمد و

هادی نوروزی از دست داد !

* به جز صحنه مشکوک پنالتی که به نفع پرسپولیس اعلام شد و اگر

پنالتی صحیح باشد عدم اخراج وحید طالب لو از زمین ، کارت زرد

اشتباهی که به خسرو حیدری داده شد در حالی که شیث رضایی روی

او مرتکب خطا شده بود و کارت زردی که به یکی از بازیکنان استقلال و

عادل کلاه کج داده نشد ، محسن ترکی قضاوت نسبتا" قابل قبولی در

این دیدار داشت.

استقلال در این دیدار : آرش برهانی (سه اخطاره) ، مجتبی جباری ،

امیدرضا روانخواه و سید مهدی سید صالحی و تیم پرسپولیس نیز :

محسن خلیلی و کریم باقری را در اختیار نداشت. البته خلیلی و باقری

مصدوم نبودند و دلیل عدم استفاده از آنها در این دربی بسیار عجیب

بود ! همانطور که حضور سامان آقا زمانی به صورت فیکس و نیمکت

نشینی محمد پروین ، سید جلال اکبری ، اشپیتیم آرفی و هوار ملا

محمد بسیار عجیب بود !

به نظر من بهترین های پرسپولیس در این دیدار : شیثرضایی ، میثم بائو

و سید میثاق معمارزاده و بهترین ها از استقلال : خسرو حیدری ، فابیو

جانواریو و رضا عنایتی بودند.

* اخطاری های بازی : سامان آقازمانی ، امیر حسین صادقی ، خسرو

حیدری ، فرهاد مجیدی و وسلی برازیلیا بودند.

* تعویض های بازی چندان مناسب نبود. رینالدو به جای مجیدی وارد

بازی شد که اصلا" به خوبی او ظاهر نشد. البته استقلال در دربی ۶۷

مصدومان زیادی داشت و دستش در تعویض چندان باز نبود ! در آن سو

سامان آقا زمانی پس از آنکه مصدوم شد جای خود را به هوار ملا

محمد داد که اصلا" خوب ظاهر نشد. دلیل عدم استفاده آقای کرانچار

از اشپیتیم آرفی و محمد پروین را واقعا" نمی فهمم ! همینطور دلیل

نبود کریم باقری و محسن خلیلی (سالم ، نه مصدوم) در لیست

هجده نفره را ! چرا مجتبی شیری که خیلی بد بازی می کرد و پاس

به جلوهای افتضاحی ارسال می کرد ، زودتر تعویض نشد و در اواخر

بازی جایش را به جلال اکبری داد ! دلیل استفاده همزمان از سه

بازیکن فانتزی (بائو ، کلاه کج و مهدی شیری) در پست های

درگیرانه چیست ؟ چرا نوک حمله بازیکن شیکی چون وسلی بود

که فقط به فکر تمارض و گرفتن پنالتی بود ! حرکات به ظاهر فنی

او فریبنده نبود و فقط از روی خودنمایی بیش از حد بود !

* علی رغم مرفاوی که بسیار پر هیجان و پر انرژی بازیکنانش را هدایت

می کرد ، کرانچار در جلوی نیمکت ایستاده بود و استرس زائدالوصفش را

به تیم تزریق می کرد !!!

نحوه پوشش تلویزیونی بازی هم اصلا" جالب نبود. کپی برنامه فوتبال برتر

(شبکه سوم سیما) از یک برنامه آلمانی بسیار ناشیانه بوده است ! این

برنامه یک تیتراژ درست و حسابی هم ندارد. روی کلیپ " ایران من " علیرضا

عصار ، آهنگی گذاشته اند که بخشی از یک ترانه مربوط به جام ملت های

آسیای دوره گذشته است ! مجری برنامه (پیمان یوسفی) هم فاقد تسلط

کافی برای اداره چنین برنامه ای است !

* در انتهای بازی جمعی از هواداران دو تیم ضمن اعتراض به ششمین ۱ - ۱

پیاپی دربی پایتخت ، شعارهای زیر را سر دادند :

" فوتبال تشریفاتی نمی خوایم " ، " فوتبال با سیاست نمی خوایم " ،

" تبانی - تبانی " .

* البته من معتقدم که در این بازی تبانی نشده است چون هر دو تیم واقعا"

برای پیروز شدن می جنگیدند. شعارهای پایان بازی تماشاگران سیاسی

بود و تلویزیون را غافلگیر کرد !

* وجود بازار سیاه بلیط و دو برابر شدن قیمت بلیط این بازی (همچون

سال های گذشته) متاسفانه وجود داشت.

* فقدان یک شخصیت کاریزماتیک در ترکیب پرسپولیس در بازی هایی که

کریم باقری را نداریم ، احساس می شود.

* مصاحبه برنامه " فوتبال برتر " با سرمربی های دو تیم ، به صورت زنده

پخش نشد. با تاخیر فراوان و صدای بسته استادیوم و صد البته ورزشگاه

تقریبا" خالی از تماشاگر به روی آنتن رفت. در زیر صدای مرفاوی صدای

شعار چند هوادار علیه مدیر عامل پرسپولیس به گوش می رسید !

* حسین کاظمی معتقد است که گل استقلال توسط او به ثمر نرسیده

است.  


* پرویز پرستویی برنده جایزه جشنواره باتومی شد :

در چهارمین دوره از جشنواره بین المللی فیلم " باتومی " گرجستان ، پرویز

پرستویی (به خاطر بازی در فیلم بیست) برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول

مرد شد. او ضمن حضور بر روی Stage گفت : « با وجود اوضاع و شرایط فعلی،

همه ما آب و خاک کشورمان را دوست داریم و این موفقیت ها را مدیون نگاه و

تلاش مردم هستیم. به همین دلیل با صمیم قلب ، این جایزه را به مردم کشورم

ایران تقدیم می کنم. »


فعلا" خدانگهدار تا پست بعدی


 


ارسال این مطلب به:

یاهو مسنجر بالاترین خوشمزه دنباله فریندفید اویاکس کلوب تویتر

بی پولی ، نود و پرسپولیس : شنبه چهارم مهر 1388

دوستان عزیز ، سلام   :


ماجرای سینما رفتن ما :

روز چهارشنبه (۰۱/۰۷/۱۳۸۸) به همراه دوستم احسان ، راهی سینما

ماندانا شدیم تا به تماشای " بی پولی " (حمید نعمت ا...) بنشینیم.

از صبح هر چه با تلفن سینما (۷۷۴۱۰۹۸۲) تماس می گرفتم تا بلیط

رزرو کنم ، اشغال بود. پس به شماره ۲۰۰۰۰۷ نام سینما را پیامک زدم

تا متوجه سانس های نمایش " بی پولی " بشوم. پاسخ پیامک این

چنین آمد : « ماندانا ۱ - بی پولی - سانس ها : ۱۲ ، ۱۴ ، ۱۶ ، ۱۸ ،

۲۰ ، ۲۲ ، ۲۳:۴۵ - آدرس : م. امام حسین ، خ. دماوند ، بعد از سی

متری نارمک ، نبش ک. بیهقی » . قرار شد سانس ۱۶ را برویم چرا که

دوستم ساعت ۱۹ کلاس داشت و قبلش هم من وقت نداشتم.

به سینما که رسیدیم ، ۱۵:۴۵ بود. با کمال تعجب دیدیم که روی باجه

فروش بلیط ، سانس ها را نوشته : ۱۵ ، ۱۷ ، ۱۹ ، ۲۱ ، ۲۳ !!! چون

روز دیگری نمی توانستیم برویم پس دوستم گفت با چند دقیقه تاخیر

به کلاس می رود. بلیط گرفتیم. یک ساعت در محوطه داخلی سینما

منتظر شدیم و بعد به سالن شماره سه در طبقه دوم رفتیم. قبل از

شروع فیلم ، تبلیغاتی پخش می شد که هیچ ارتباطی با سینما

نداشت. پرده نقره ای سالن هم مشکل داشت. متاسفانه سالن

تقریبا" خالی بود ! البته به دلیل ساعتش بود. در اواسط ، ناگهان

برای یک دقیقه نمایش فیلم ، دچار اشکال شد. یادم رفتم که بگویم

بلیط سه هزار تومان بود. این است سینمای مکانیزه و استاندارد !!!

* اما در مورد خود فیلم باید بگویم که یک طنز تلخ بود پر از جزئیات

و من بسیار از تماشای آن لذت بردم. ای کاش این فیلم پر فروش

شود و حمید نعمت ا... دوباره شروع به ساخت فیلم کند.  


درگذشت استاد سنتور موسیقی سنتی ایران ، پرویز مشکاتیان

را به تمامی هنر دوستان عزیز تسلیت می گویم. روحش شاد.

 


هفته هشتم نهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران (جام خلیج فارس)

ورزشگاه آزادی تهران ، تماشاگر : ۴۰ هزار نفر

جمعه : ۰۳/۰۷/۱۳۸۸ ، ساعت ۱۷:۱۵ ، داور : محمود رفیعی

  پرسپولیس تهران ۱ - ۲ پیکان قزوین  

* گل ها : ۰ - ۱ : محمدرضا طهماسبی (۴۲ - پنالتی) : حسین بادامکی از

پشت روی پای حریف ضربه زد و از سمت راست ، او را هل داد.

۰ - ۲ : علی قربانی (۶۴) : علیرضا حقیقی بی دلیل جلو آمده بود و همین

موضوع با زکاوت مهاجم حریف ، کار دستمون داد و توپ رفت زیر طاق .

۱ - ۲ : میثم بائو (۷۵) : در حالی که به اشتباه ، کمک داور بازی به ضرر

پیکان آفساید گرفته بود ، ریباند همان توپ با شوتی استثنائی به تور

دروازه پیکان قزوین چسبید.

* در این دیدار (که بازی قبل از دربی محسوب می شد) ، کرانچار به دنبال

آشتی با هواداران بود. به همین دلیل بر خلاف روال معمول ، از مهدی

شیری ، شیث رضایی و اشپیتیم آرفی به شکل بازیکن اصلی استفاده

کرده بود. در نیمه دوم ، وسلی برازیلیا از زمانی که پا به میدان گذاشت

بسیار عالی بازی کرد. یک توپ هم به تیرکدروازه پیکان زد. هوار ملا محمد

هم هنوز به صورت جدی محک نخورده است.

* تنها پرسپولیسی که امروز کارت زرد گرفت : هادی نوروزی .

* در اواخر بازی پرسپولیس گلی زد که به درستی مردود اعلام شد.

چون توپ هنگام سانتر به اوت نرفته بود ولی در ادامه قوس برداشت و

این نکته برای حاضران در گوشه چپ زمین پیکان کاملا" هویدا بود.

* یک ضربه پنالتی (به دلیل خطای Hand) باید به سود پرسپولیس در

دقیقه ۸۸ اعلام می شد که نشد !!!

* نمی دانم دلیل تعویض علیرضا محمد که از بهترین های زمین به شمار

می آمد چه بود ؟ البته عکس العمل محمد هم به هیچ وجه از او انتظار

نمی رفت !

* شعار هواداران در طول این بازی یا علیه حسین بادامکی بود یا علیه

عباس انصاری فرد. البته در دقایقی هم علی کریمی مورد تشویق قرار

گرفت. جالب این بود که از دقیقه ۶۴ تا حدود دقیقه ۷۰ ، هواداران قرمز

به تشویق پیکان قزوین می پرداختند !!! در نیمه اول شعار " لیدر برو

بیرون " و در نیمه دوم هم شعار " بازیکن بی غیرت ، نمی خوایم "

در ورزشگاه طنین انداز شده بود.

* افشین قطبی در استادیوم حضور داشت. عادل فردوسی پور ،

گزارشگر تلویزیونی بازی ، می گفت که شاید دلیل عدم استفاده

از محمد پروین در این بازی ، عدم حضور پدرش در استادیوم است !

* در دقیقه ۴۳ متاسفانه نظاره گر عدم رعایت Fair Play توسط

بازیکنان پرسپولیس (هادی نوروزی) بودیم !!!

* پرسپولیس هر دو نیمه را خوب و پر فشار آغاز کرد ولی حقیقت

این است که حملاتش بیش از چند دقیقه ، دوام نداشت. البته دو

توپ هم به تیرک دروازه پیکان کوبیده شد.  

* بازیکنان پرسپولیس ، به احترام محمود خوردبین که درسوگ مادرش

نشسته است ، روبان سیاه رنگی بر روی پیراهنشان داشتند.  

* گروهی از هواداران ، پس از به ثمر رسیدن گل دوم پیکان به ترک

استادیوم مشغول شدند.

* پرسپولیس برای دربی ، محرومی ندارد ولی آرش برهانی از تیم

استقلال تهران ، محروم است.

* همه خوب می دانیم که دربی و نتیجه آن هیچ ربطی به جایگاه دو

تیم در جدول و بازی های قبلی شان ندارد. در آستانه دربی در حالی

که دل خوشی از مدیر عامل ، بازیکنان و سرمربی محترم باشگاه

ندارم ولی آرزوی موفقیت برای تیم محبوبمان در دربی دارم. تیم را

تنها نگذارید که مثل همیشه به حمایت شما در مقابل رقیب

سنتی احتیاج دارد. الآن دیگر وقت تغییر و تحول در هیچ حوزه ای از

باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران به اسم " شوک مثبت " نیست.

الآن فقط زمان آرامش است. تغییرات باشد برای بعد از دربی.  


* سخن تامل برانگیز آقای مدیر عامل در برنامه " نود " :

برای باشگاه پرسپولیس تا الآن آکادمی ، بیمارستان و کلینیک

ایجاد کرده ایم.

* سوال) : آدرس این جاهایی که ذکر شد ، کجاست ؟ پس چرا

دستمزدهای بازیکنان پرداخت نمی شود تا بی انگیزه نباشند ؟

* در ضمن باید خدمت آقای انصاری فرد عرض کنم که برنامه " نود "

بسیار به رشد و ارتقای فوتبال ایران کمک می کند.  


فعلا" خدانگهدار تا پست بعدی



ارسال این مطلب به:

یاهو مسنجر بالاترین خوشمزه دنباله فریندفید اویاکس کلوب تویتر

» بهرام رادان
» مهران مدیری
» سينمای ما
» موسیقی ما
» وبلاگ هواداران مهران مديری
» وب سایت رسمی باشگاه پرسپولیس
» سکوت پاییزی
» زندان زمان
» وب سایت اندی مددیان
» وب سایت هواداران اندی مددیان
» وبلاگ هواداران اندی مددیان
» وب سايت هواداران مهران مديری
» سيامك انصاری
» پلاک صفر / احمد رضا
» محراب قاسم خانی
» وبلاگ مينا
» ناگفته هاي 12 دختر همكلاسی
» وبلاگ شخصی ترانه عليدوستی
» یوونتوس تورین
» عاشقانه ها
» برگي از رويا
» وبلاگ هواداران هدیه تهرانی
» روزنوشت
» آدرس سایت و وبلاگ های مختلف در هر موضوعی
» نيك آهنگ كوثر
» گلشيفته فراهانی
» تنهايی از دهكده تنهايی
» همه چيز از همه جا
» خريد پستي و تحويل درب منزل
» کلبه ایرانی
» پسر ديوونه و دختر عاشق
» عضو شو ، بازی كن ، جايزه ببر
» نمی دونم اسمشو چی بذارم ... .
» اندیشه بهاری
» رادیو کودک و نوجوان
» پوستر بازیگران نوجوان
» خورشید تیسفون (خانم نرگس خرقانی)
» دانهیل سواران و تریال سواران تبریز
» جایی که هر کی دلش تنگه میاد !
» شب های روسیه
» ریحانه خانم (هوادار محسن افشانی)
» درد و دلهای یک پسر 16 ساله
» گروه هشت
» وبلاگ رسمی متین عزیزپور (بازیگر)
» برنامه شب شیشه ای
» برنامه مثلث شیشه ای
» هوادار كاكا
» پرسپولیسی های دو آتیشه
» الهه تنهایی
» هر چی بخوای داریم
» محمد حشمتی
» جایی برای با هم بودن
» فروش و دانلود و ديدنی ها
» دیوید بکام و پرسپولیس
» سوپر استار
» عاشقانه
» پوستر بازیگران نوجوان (امیر بلوکی)
» جسی مک کارتنی
» من عاشق نیستم ، زوره ؟
» مجله اینترنتی نوجوانی
» خبرگزاری بازیگران نوجوان (برف سپید)
» وبلاگ رسمی فربد تجویدی (بازیگر)
» وبلاگ شخصی ارسلان قاسمی (بازیگر)
» وبلاگ رسمی فاطیما بهارمست (مجری، بازیگر، خواننده)
» وب سایت رسمی آرمیتا مرادی (بازیگر)
» وبلاگ رسمی محمد شادانی (بازیگر)
» ونوس (نیر)
» سایت برنامه فوتبال برتر
» وبلاگ رسمی دانیال شیخ
» آینه لنزهای من (فائزه تقوا)
» فتو بلاگ عکاسی فائزه تقوا
» وبلاگ رسمی نیکی نصیریان (بازیگر)
» دوستان فربد - تجویدی - (عرفان)
» وبلاگ رسمی حامد زیاران (بازیگر)
» روزنامه اعتماد
» طنز نوشته هاي ابراهيم رها
» برنامه تلویزیونی " نود "
» سایت مجله تخصصی " فیلم "
» وبلاگ رسمی بهاره رهنما
قالب وبلاگ
وبلاگ پریا مردانیان


RSS 2.0

Designed By ParsTheme